تو قصه که زمستونام میشه برات بهار کن�
تو دنیای راس راسکی بگو برات چیکار کنم؟
@hoana · ۱۰ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)
تو قصه که زمستونام میشه برات بهار کن�
تو دنیای راس راسکی بگو برات چیکار کنم؟
برو به روی پشت بو�
رو تو بکن به اسمون
در جهت وزش باد
یه بوس فرستادم برات
یه گودزیلا داریم وقتی میبینه یکی دستش تو دماغشه براش میخونه:
دست تو دماغ کار الاغ
ولی وقتی خودش دستشو میکنه تو دماغش میخونه:
دست تو بینی کار نی نی
اعتراف میکنم: بعضی وقتا یه جوک مینویسم برای فور جوک و یقین دارم مدیر
تایید نمیکنه و مینویسه قوانین و مقررات
ولی وقتی هرهر میخنده به هزارتا لایک می ارزه
داریم اسم بچه انتخاب میکنیم میخوایم به مسعود بخوره
من:مهیار
دختر خالم:میث�
گودزیلا:حسود
یه حاجی بود یه گربه داشت
گربه را خیلی دوست میداشت
گوشت را گرفت طاقچه گذاشت
گربه اومد گوشته را خورد
حاجی اومد گربه را کشت
رو سنگ تاریخش نوشت
یه حاجی بود یه گربه داشت...........
مامانم:دختر فلانی هم زاییده
من: چه زود گذشت من فکر میکردم یه ماه دیگه وقتشه
گودزیلا:فک کنم زودتر از وقتش زاییده
من دیگه حرفی واسه گفتن ندارم
این اس ام اسا با احساس بخونش
اتش زدی به خرمن�
وای خر من�
وای خرمنم.....
خب دیگه بسته فهمیدم
بر روی بام شانه ات هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکن�
یک شادی کوچک اگر بر روی بام دل نشست
هر چند کوچک باشد ان را با تو قسمت میکنم
بچه همسایمون چشاش تنگه
گودزیلامون اومده بهش میگه وای چه چشای لاغری داری