<p>
سخت است با گریه بنویسی دردهایت را
اما بگویند ؛
چه زیبا مینویسی
و لبخندی ساده و .
من در خویشتنم ،
باز هم ؛
همه ام را سکوت فرا میگیرد ...</p>
@star shine · ۵۸ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
<p>
سخت است با گریه بنویسی دردهایت را
اما بگویند ؛
چه زیبا مینویسی
و لبخندی ساده و .
من در خویشتنم ،
باز هم ؛
همه ام را سکوت فرا میگیرد ...</p>
<p>
ممتد مانده ام ؛ انگار
سکون عجیبی ،
در شب ،
میان ذهن من ؛
جولان می دهد
مثل در خواب رفتن یک رویا ،
با تصویری تمام سیاه !</p>
<p>
اجبار عجیبی ست ،
خوابت بیاید ؛ یک دنیا
اما ؛
از درد تنهایی بیدار باشی !
از سکوت نافرجام !
شاید از حبس نفس !</p>
<p>
بله اما ! ..از خود که میگذری دیگر رنگ خودت را نخواهی دید .. و می شوی محض !
آری میشوی تنهای محض !</p>
<p>
آرام تر تکانش دهید.......
مرگ مغزی شده......
باید زودتر دفن شود.....
چیزی برای اهدا هم ندارد......
احساسم است........
تا همین دیروز زنده بود.......
خودم دیدم...........
کسی لهش کرد و رفت....!!!</p>
<p>
دلم خون از همه دنیاست
دیگه رفتم خداحافظ
دلم محکوم به یک رؤیاست
دیگه رفتم خداحافظ
دلم تنهای تنها شد ندارم مونس ویاری
دلم هم گریه با ابراست
دیگه رفتم خداحافظ</p>
<p>
هیچ باور نمیکردم اگر بگویم برو ،
میروی و مرا با داشتن این همه خاطره تنها میگذاری .
گفتی : زمان همه چیز را درمان میکند !
خنده ام میگیرد ...
این همه آشوب به راه انداخته و رفته ای که کاری دست زمان داده باشی ؟؟!!
برو !
روزگاری می آید که برگردی...
آن موقع زمان را برایت معنا خواهم کرد.</p>
<p>
از کسی که دلش گرفته نپرسید چرا ؟
آدما وقتی نمیتونن دلیل ناراحتی شون رو بگن دلشون بیشتر می گیره …</p>
<p>
آدمها فراموش نمیکنند …
فقط دیگر ساکت میشوند … همین !</p>
<p>
معلممان می گفت :
زیر کلماتی که نمی دانید خط بکشید …
حالا بعد از این همه سال …
این همه عمر …
این همه کتاب …
به زیر همه دنیا خط می کشم …</p>
<p>
گفتند محبت کن ، از محبت خارها گل میشود …
محبت کردم اما هیچکس گل نشد ؛ فقط خارم کردند !</p>
<p>
چــقدر دلَم گرفته از دار دُنيا !!!
يــه خـُدا داريم که اونم ما رو پاک فراموش کرده ...
نمي گه يه دلبري اون پايين پايين ها داريم که هـر روز داره صدام مي زنه
مي دونم اون صدامو مي شنَوه ...
داره جوابـَـم رو مي ده ...
اين منم که نمي تونـَم صداشُ بشنوم ولي اون قدر صداش مي کـُنم که بتونم صداشــو بشنو�
که بهم بگه هنوز واسـَش عزيزم مثل اون مـوقـع ها کـه هـنـوز جـايـي رو زمـيـن نــداشتم...</p>
<p>
نبودنت هستیمو نابود میکرد
ولی حالا بودنت . . .
میشه نباشی ؟ ؟ ؟</p>
<p>
مانند شیشه
شکستنـــــم آسان بـــود . . .
ولی
دیگـــر به مــن دست نزن
این بار زخمی ات خواهم کرد</p>
<p>
نگـــــــران نباش،
حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام …
دیگر آنقـــدر کــوچک نیستـم که در دلــــتنگی هـــایم گم شــــو�
آمـوختــه ام، که این فـــاصــله ی کوتـــاه، بین لبخند و اشک نامش ” زندگیست ”
آمــوختــه ام که دیگــر دلم برای ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…
راســــــتی، بهتــــــــــر از قبل دروغ می گویــــم…
” حــــال مـــن خـــــــوب اســت ” … خــــــوبِ خــــوب…</p>
<p>
مدتیست فکرم درد می کند...دکتر ها می گویند: توده ای از حرفهای ناگفته در سر دارم...</p>
<p>
گر گرد کسی بسیار گردی
گرچه بس عزیزی ، خوار گردی . .</p>
<p>
سکوت ميکن�
نه به احترام آنان که از فريادم خسته شدند!
نه براي آناني که به دنبال سکوتم هستند!
نه براي دل او که ميخواهد با سکوتم،مرا بشکند!
و نه براي بودني تکراري
سکوت ميکنم،
چون صداي تو را در سکوت مي شنو�
تو که تمام دنياي پر از فريادم را به يکباره خاموش کردي،
و به من سکوت را هديه دادي..</p>
<p>
سرم درد میکند برای دردسر!
و تو میدانی آنقدر دوستت دار�
که حتی اگر سرم به سنگ بخورد
یا سنگ به سرم !!
از این دوستت دارم دست بر نخواهم داشت</p>
<p>
دلم را اشتباهی بردی...
فراموش کن....!
حتی برای دادنش هم برنگرد.......
.......از آن هم گذشتم........!!!</p>