مهم نیس که در موردم چی فکر میکنن
.
.
.
مهم اینه که اینقدر مهمم که در موردم فکر میکنن.
*
*
*
جمله خیلی سنگین بود کمرم شیکست. 5 ثانیه سکوت
@ساراگلی · ۲۰ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۷۰ رأی)
مهم نیس که در موردم چی فکر میکنن
.
.
.
مهم اینه که اینقدر مهمم که در موردم فکر میکنن.
*
*
*
جمله خیلی سنگین بود کمرم شیکست. 5 ثانیه سکوت
کیا با اینا خاطره دارن:
1. ده بیست سه پونزده هزارو شصتو شونزده هرکی میگه شونزده نیس هفده هجده نوزده بیست.
2. 10 20 30 40 50 60 70 80 90 100 کاپیتان پدر سگ به من چندتا لگد زد؟
3. بنام خدا هادی و هدی کی میره بیرون تو
4. اسمت چیه؟تربچه. خونت کجاس؟ تو باغچه. چی میخوری؟ پیازچه.
5. دخترا موشن مث خرگوشن - پسرا شیرن مث شمشیرن - دخترا بادکنکن تا بهشون دست بزنی زود میترکن - دخترا یاسن مث الماسن.
6. نگا داره ؟ نگا به خر صفا داره.
7. نگا داره؟ قورباغه چندتا پا داره؟
8. هر وقت گفتم پیرزن بپر وسط جیغ بزن
9. کرم داری؟ آره چند کیلو میخوای؟
10. شمع گل پروانه سوسن سنبل افسانه
11. پی پی پینوکیو پدر ژپتو . گوگو گربه بده روباه مکار. رفته سرکار با ماشین کار.
12. آقای راننده آقای راننده پاتو بزار رو دنده ماشین جلویی داره به ما میخنده
13. رسیدیمو رسیدیم کاشکی نمیرسیدیم تو راه بودیم خوش بودیم سوار لاکپشت بودی�
14. شاه فراری شده سوار گاری شده گاری که پنچر شده خمینی رهبر شده
15. ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی
16. کلاغه میگه قار قار مامانش میگه زهرمار باباش میگه ولش کن چادر سیاه سرش کن از خونه بیرونش کن.
عه وا چه قد حرف میزنین ..... عه وااااا این مگسا چه قد ویز ویز میکنن.... عه وااااااا ساکت شین تمرکز نداررررررم. . . . . . الکی مثلا من بچه درسخونم دارم درس میخونم. (:
دوستم بعد ۵ ماه بهم زنگ زده بعد سلام و احوال پرسی گفت : سارا بعد کنکور میتونی بیای زاهدان؟ حالا ازش میپرسم مگه چه خبره؟ میگه: بعد کنکور قراره عقد کنم. قصدش فقط این بود که به من زنگ بزنه بگه دلت بسوزه دارم شوهر میکنم. یکی نیس بگه خو دختر خوب به من چه که تو شوهر میکنی. اصلا از کجا معلوم که من تا اون موقع زنده باشم. الان منو برا سال بعد دعوت میکنه. نگا بی شوهری با دخترایه مردم چه کرده . والااااااااا
دختر خالم ۱۳ سالشه تعریف میکنه یه بار تو کلاس درس معلمشون دوستشو برا درس پرسیدن صدا میکنه بعد این دختر خاله ی باهوش من یه بطری آب کوچیکو که درش خوب بسته نشده و با یه فشار باز میشه رو گذاشتن روی صندلی دوست بیچارشون، حالا اینجاشو داشته باشین دوستش تا اومده رو صندلی بشینه بطری درش باز شده بیچاره همش خیس شده. خداشاهده من هم سن این بودم تمام دغدغم این بود که وقتی خونمون مهمون میاد چه جوری باهاشون احوالپرسی کنم. اینا گودزیلان گودزیلاااااااا
داداشم کلاس هشتمه. اومده بهم میگه برام چایی دم کن بخورم. منم اومدم کلاس بزارم یه خوورده انگلیسی حرف بزنم گفتم: Ali you tea dam .( علی خودت چایی دم کن ) انگلیسیم تو حلقتون. چشمتون روز بد نبینه چنان با دستش زد تو گوشم که نگو. بهش میگم چرا میزنی؟ میگه بهم فحش دادی. یا خدا من کجا بهت فحش. دادم؟ میگه گفتی علی روت ری******** دم. ینی کلا منو تخریب شخصیتی کرد.
بی رحمی دنیا رو زمانی متوجه شدم که کودکی گرسنه و فقیر انتظار پدری رو میکشید که زیر خاک خوابیده بود و معلم به جرم ننوشتن مشق او را تنبیه می کرد. یکی نبود درک کنه که کودک چه جوری تو دفتر مشقش بنویسه : بابا نان داد.
از تفریحات دهه شصتیا و دهه هفتادیا :
۱- اسمت چیه تربچه، خونت کجاس تو باغچه
۲- بگو کلوچه ، بابات بلوچه
۳- بگو اتوبوس ، زنتو ببوس
۴- بگو دوچرخه ، سبیل بابات میچرخه
۵- بگو خاک انداز ، خودتو جلو بنداز
* باشگاه پرواز ۶۵۰
میدونی غریبی چیه؟ هر وقت از صدا نگاه اونی که آرومت میکنه دور شدی غریبی.
میخوام یه چی بهتون بگم هر وقت یادش میوفتم از خجالت آب میشم. راهنمایی که بودم یه بار برا شام با خونواده رفتیم خونه ی برادر شوهر عمم ، جاتون خالی سر سفره ژله هم داشتن. منم که تا اون موقع ندیده بودم که کسی سر سفره ژله بیاره منم برداشتم ژله رو با برنجا قاطی کردم خیلی بد مزه شد ولی به زور خوردم. کلا آبروم رفت هنوزم که میبینمشون خجالت میکشم. ****پرواز-650 ****
خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم میتوانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم. **** پرواز - 650 ****
آغا من اعتراف میکنم که هر موقع مامانم منو کار داره و صدام میکنه من تو 4 جوکم بهشم میگم باشه الان میام و دقیقا یه ساعت بعد میرم. ولی خدا شاهده 4جوک هر روز بخاطرت اعضای خونواده فحش نثارم میکنن.
رفتیم روستا مسجدش اسپیلت داشت منم با یه کلاسی به آبجیم گفتم عه وا ببین مسجدشون شوفاژ داره خو حواسم نبود دیگه. حالا منو جوک فامیل کرده.
پشت خونمون یه زمین خالیه توش درخت خرمایه. این داداش ما امروز تویه یه شیشه بنزین کرده طرف درخت پرتاب کرده کلا درخت رو آتیش زده . آقا 5 دقیقه بعد دیدیم صدای آتش نشانی اومد حالا نگو یکی از همسایه ها زنگ زده . تویه خیابون هم پر آدم . این داداش ما نمیدونست چیکار کنه حالا جالب اینجاست برا رد گم کنی رنگایه سفید رو رویه خودش خالی کرده که مثلا داره رنگ آمیزی میکنه. یگ مردم آزاری که نگو.
اون شبی مامانم خواب بود جاتون خالی منم داشتم تخمه میخوردم یهو دیدم مامانم گفت سارا . منم گفتم جانم. دوباره گفت کوفت. بهش میگم چرا بهم گفتی کوفت؟ جواب داده داشتی خودتو از روی پشت بوم مینداختی پایین. خو مادر من مهربون باش بگو عزیزم مواظب باش نیفتی . آخه کوفت چیه که میگی. جالب اینجاست صبح موضوع رو براش تعریف کردم هیچی یادش نمیومد.
دیروز حس علمی داداشم گل کرد بهم میگه چرا وقتی زمین گرده راه میریم نمیوفتیم. منم گفتم نمیدونم. بعد میگه بخاطر جو زمینه. ینی در عرض چن ثانیه خونه رفت رو هوا. بیچاره منظورش جاذبه ی زمین بود.
آقا رفتیم مهمونی برگشتنا ماشین نداشتیم میزبان مارو رسوند خونمون از ماشین پیاده شدیم آبجیم برداشته میگه ببخشید که اومدیم خونتون تازه دانشجویه ارشدم هست.
یکی از فانتزی های بزرگم اینه که جوابای کنکور بیاد و من نفر اول شده باشم و در حالی که خبرنگارا باهام مصاحبه میکنن توی افق محو شم. اصن یه وضعیه فکر کردن بهش هم حال آدمو خوب میکنه. تازه خیال پرداز هم خودتونین .
اعتراف میکنم من تازه دیروز فهمیدم که دبی و آرژانتین و هند و ترکیه و کره ی جنوبی( دیگه بقیشو نمیگم) کشور هستن مدیونی اگه فک کنی قبلا فک میکردم که اینا شهرن. تازه امسالم کنکور دادم خو چیکار کنم از اول تا آخر سرم تو کتاب بوده دیگه.
آقا من قبلنا تا به مامانم میگفتم دلم فلان چیزو میخواد میگفت یه چاقو بردار بزن تو شکمت که دیگه چیزی نخواد از شما چه پنهون هنوزم بهم میگه . فک کنم من بچشون نیستم.