آ

آیسان

@آیسی · ۱۰ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

آ
آیسان ۱۱ سال پیش
پیام

اگر روزی
ساعتی
احساس کنی که حلاوت جاودانی ات را
برای من ساخته اند
اگر روزی گلی
برلبانت بروید برای جستجوی من
آه عشق من زیبای خودمن
درمن تمامی شعله ها زبانه خواهدکشید
زیرادر درونم نه چیزی فسرده است ونه چیزی خاموش شده
عشق من حیات از عشق تو میگیرد محبوب�
وتا روزی که تو زنده ای در دستان تو خواهدبود
بی آنکه ازعشق تو جدا شود...

آ
آیسان ۱۱ سال پیش
جوک

استادمون تعریف میکرد میگفت:گودزیلای خواهرم هر روز میاد میگه من زن میخوام.بعدشم تو مدرسه شون هم هر دختری رو میبینه ازش خواستگاری میکنه.استادمون هم برگشته گفته:من هنوز دایی توام زن نگرفتم از این حرفا.اونم برگشته گفته به من چه؟شاید تو نخوایی تا آخر عمرت اذواج کنی....این یکی ماشاا...خیلی فعاله.

آ
آیسان ۱۱ سال پیش
جوک

اول مهر بود ساعت هم طرفای 12.دبیر فیزیک پرسید خوب اگه دایره سه بعدی بشه اسمش چی میشه یکی گف مخروطی یکی گف ششضلعی معلم حیونکی داشت شاخ درمی آورد آخرسر یکی از بچه ها گف کروی بعد هم همه تصدیق کردند طوری بودیم که انگار معلم اومده مرکز ترک اعتیاد.

آ
آیسان ۱۱ سال پیش
جوک

یه دفعه که تو کلاس درمورد کنکور با معلم صحبت میکردیم یکی از بچه ها از معلم پرسید خانوم رتبه تون چند بود؟که معلم هم گفت یادم نیست.یکی از بچه ها سرش رو انداخت زمین طوری که معلم نبینه گف اگه خوب بود از یاد نمی رفت ماهم به زور خودمون رو نگه داشتیم تا نخندیم.

آ
آیسان ۱۱ سال پیش
پیام

گجه منیم گونوز سنین/آجی منیم شیرین سنین/گوللر سنین تیکان منیم/آباد سنین ویران منیم/شادلخ سنین نیسکیل منیم/گوزل سنین چرکین منیم/هرشی سنین هئج لر منیم/ دونیا سنین سنده منیم.
معنی:شب واسه من روز واسه تو/تلخ واسه من شیرین واسه تو/گلها واسه تو خارها واسه من/آباد واسه تو ویران واسه من/شادی واسه تو غم غصه واسه من/قشنگ واسه تو زشت واسه من/همه چیزواسه تو هیچ ها واسه من/دنیا واسه تو تو هم واسه من

آ
آیسان ۱۱ سال پیش
پیام

اولین عملیاتى بود که شرکت مى کردم.
بس که گفته بودند ممکن است موقع حرکت به سوى مواضع دشمن، در دل شب عراقى ها بپرند تو ستون و سرتان را با سیم مخصوص از جا بکنند، دچار وهم و ترس شده بودم.
ساکت و بى صدا در یک ستون طولانى که مثل مار در دشتى صاف مى خزید، جلو مى رفتیم.
جایى نشستیم.
یک موقع دیدم که یک نفر کنار دستم نشسته و نفس نفس مى زند.
کم مانده بود از ترس سکته کنم.
فهمیدم که همان عراقى سرپران است.
تا دستِ طرف رفت بالا، معطل نکردم.
با قنداق سلاحم محکم کوبیدم تو پهلویش و فرار را بر قرار ترجیح دادم.
لحظاتى بعد عملیات شروع شد.
دیشب اتفاق عجیبى افتاده، معلوم نیست کدام شیرپاك خورده اى به پهلوى فرمانده « : روز بعد در خط بودیم که فرمانده گروهان مان گفت از ترس صدایش را درنیاوردم که آن شیرپاك خورده من بوده ام ». گردان کوبیده که همان اول بسم الله دنده هایش خرد و روانه عقب شده
قسمتی از کتاب رفاقت به سبک تانک

آ
آیسان ۱۱ سال پیش
جوک

اخه دارم میرم کلاس کنکور استاد گف باید امتحان بدین که بچه ها داد فریاد کردند که ماخسته شدیم استاد برگشت گف پسرا ساعت9شب میان امتحان میدن میرن هیچی هم نمیگن یه دختر گفت حقشونه استاد خیلی شیک قشنگ برگشت گف چون خواستگاریت نیومدن؟کلاس منفجر شد :))))