در سوگ نبی جهان سیه می پوشد
در سینه دل از داغ حسن می جوشد
از ماتم هشتمین امام معصو�
هر شیعه زدرد جام غم می نوشد
@مهدخت · ۱۰ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۲ رأی)
در سوگ نبی جهان سیه می پوشد
در سینه دل از داغ حسن می جوشد
از ماتم هشتمین امام معصو�
هر شیعه زدرد جام غم می نوشد
مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری
بابای عروس جورابایی که دنبالش میگشته رو پای دوماد میبینه...............
بر مشام جان رسد بوی حسین ان بهشتی بوی دل جوی حسین
از کجا اید خدایا این نسیم کاورد همراه خود بوی حسین
از نجف از کاظمین از سامراست یا زمشهد یا که از کوی حسین
یاکه زهرا در مدینه شانه زد بار دیگر تار گیسوی حسین
اربعین امد و اشکم ز بصر می اید گوییا زینب محزون ز سفر می اید
باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست کز اسیران ره شام خبر می اید
یه بار دو تا خفاش از دیوار غار بر عکس اویزون بودند
یکیشون پرسید:بدترین روز زندگیت کی بود؟؟؟؟
دوستشم جواب میده:پارسال که اسهال گرفته بودم .........
بر جان احمد زد شرر ان دشمن دیرینه ات.بشکست باب خانه ات هم استخوان سینه ات.هم کشت فرزند تو را ان قاتل پرکینه ات.بعد از تو شد اوای من زهرای من زهرای من
خواهی که ببینی رخ پیغمبر را . بنگر رخ زیبای علی اکبر را . در منطق و خلق و خلق او می بینی . بادیده جان محمد دیگر را
امشب ای مردم غفلت زده مهلت بدهید . تا که حر سوی ره راست ز بیراهه شود . اصغرم را بگذارید که تا فردا صبح . سن قربان شدنش کامل و ششماهه شود
سوختم ز اتش هجر تو پدر تب کردم . روز خود را به چه روزی بنگر شب کردم . تازیانه چو عدو بر سرو رویم می زد . نا امید از همه کس روی به زینب کردم
عالم همه قطره اند و دریاست حسین . خوبان همه بنده اند و مولاست حسین . ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش . از بس که کرم دارد و اقاست حسین