م

منصوره...قرمزته

@منصوره...6 · ۶ امتیاز

★★☆☆☆ ۲ از ۵ (۳ رأی)

م
منصوره...قرمزته ۱۰ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یبار عجله داشتم میخواسم برم بیرون درهمون لحظه تلفن خونمون زنگ خورد منم رفتم شمارشو دیدم فهمیدم دوست داداشمه میدونسم با داداشم کار داره منم ک عجله داشتم...با عجله برداشتم...
من:الو؟؟؟
اون:سلام خوبین؟؟؟
من:سلام نه!!!
ی لحظه سکوت کردم بعد گفتم ینی نه مهدی خونه نیس!!!
یکی باس پشت تلفن جمش میکرد بسکه خندید!!!
بی جنبهههه!!!
خب عجلهههه داشتممممم:-!

م
منصوره...قرمزته ۱۱ سال پیش
جوک

تا حالا دقت کردین؟؟؟دبستان که بودیم میخواسیم حتما پزشک و مهندس و پلیس و...بشیم راهنمیایی که رفتیم گفتیم هرچی خدا بخواد ایشالا موفق شیم...
ولی نمیدونم چیشد وقتی رفتیم دبیرستان اکثریت گفتن:همه چی که درس نیس!آدم آخرش میمیره!دنیا دوروزه!و از این قبیل جملات.....
:-)