مها جون

@$شیدا$ · ۱۴ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷ رأی)

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

دقت کردید ما کلا ملت بی اعصابی هستیم؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مییریم فیسبوک این حریفامون فحش وفحش کاری
بعد 1 روز بعد همه معذرت میخوایم!
خو ینی چی؟ آبرو واسه آدم نمیذارید آبرومون در سطح بین الملل رفت!
من خودم شخصا فیسبوک ندااارم اگرم داشتم همچین کاری نمیکردم.

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

آآآآقا من بچه بودم حدود یه5 سالم بود سرما خوذدم مامانمم اومد واسم بوخور اوکالیپتوس گذاشت یه روسری انداخت رو سرم منم تا چشم مامانمو دور دیدم روسی رو انداختم رو زمین یه پتو برداشتم دو لایه(دقت کنید دو لایه اش کردم ببینید چقدر سنگین شد!)انداختمش رو سرم به خیال اینکه رود تر خوب میشم ...
هیچی دیگه چشمتون روز بد نبینه با سررفتم وسط کاسه بوخوردااااغ..
خداروشکر چیزیم نشد مامانم زود رسید...
اصن یه وضیییی بچه که نبودم آتیش بودم...
بکوب لایکو به افتخار من و هرچی بچه شیطونه...

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

آقااا من چند روز پیش کنار انگشت پام یدونه جوش کوچولو زده بود اذیتم میکرد خواستم بکنمش یهو مامانم برگشته میگه نکن صورتت خراب میشه!!!!!!!!!!!!
من0_o
یهو خودش فهمید چی گفته زده زیر خنده میگه ببین چقدر هولم میکنین!!!!
تازشم خودش پیشنهاد داد اینو بذارم تو سایت...
بکوووب لایکو

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

آآآآآآقا من بچه بودم عشق عینک بودم یه روز تو مدرسه موقع تست چشم پزشکی خودمو زدم به کوری طوری که همه ایمان آوردن رسما من کور کورم بعدش به مامانم گفتن اون بنده خدام با ترس و لرز منو برد پیش دکتر دکترم هی عدسی عوض کرد دید فایده نداره اومد یه شیشه پنجره دقت کنید شیشه پنجره واسم گذاشت منم گفتم آره آره همین خوبه یهو دکتره پاشد گفت بچههه پررروی دروغ گو این که عینک نیست چشمت سالمه....
هیچی دیگه اصن یه وضیییی بود نگو
ولی خداییش مامانم چیزی نگفت....
ولی هنوز تو فامیل اینو میگن هار هار میخندن لامصب اصلا از ذهنا پاک نمیشه...

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

اااااااااااااقا من دیشب خواب بودم بلند شدم برم دست شویی رفتم داخل دستشویی دیدم هیچی سر جاش نیست یکم که بیشتر توجه کردم دیدم خواهرمم تو دستشوییه حالا یه ساعت همونجوری وایستادم مغزم یکم که لود شد فهمیدم این اتاق خواهرمه اصن دستشویی نیست هیچی دیگه تا 1ساعت بعد اینقدر خندیدم خوابم نبرد صب واسه مامانم اینا گفتم حالا نخند کی بخند.....
بزن لایکووو

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

><>><><><><><><><><><مهایی<><><><><><><><><><><><><>
ما یه آشنای دور داشتیم یدفه که میخواستیم بریم عروسی اومدن خونه ما دخترشون همسن من بود و فوق العاده پررو بود (اصن میخواستم بکشمش دختره پررو) خیلی هم یه دنده و لج باز بود حالا روزی که خواستیم بریم عروسی مامانش هی بش گفت کفش بلند نپوش خانوم گوش نکرد یه کفش پوشید12 سانت (دقت کنید 12 سانت) مادرشم یه کفش به همون بلندی پوشید حالا ما وارد سالن که شدیم داشتیم احوال پرسی میکردیم که یهو این دختر خانوم پاش پیچ خورد اومد آستین لباس مادرشو گرفت که نیوفته(دقت کنید حالا اینا دارن احوا ل پرسی میکنن همه نگاهها بهشونه)خلاصه گرفتن آستین همانا و پیچ خوردن پای مامانش و شکستن پاشنه همانا مامان خانومش همونجا جلوی همه نقش زمین شد ....
تا آخر مهمونی مادرش یه صندل ازین تختاکه مامان بزرگامیپوشن پاش بود ...
روح دختره شاد دیگه....

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

+++++++++++++مهایی++++=+==+===
آقا من یه دوستی دارم دیروز سرکلاس ریاضی به دبیر گفت خانوم این ور جدولم پاپیون بذاریم؟دبیر بیچارمون یه لحظه کپ کرد بعد گفت خانوم محترم اون علامت بی نهایته نه پاپیون....!آخه من بهش چی بگم؟آخه پاپیون؟ریاضی؟بی نهایت؟
بلایک .....

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

&&&&&&پست لایک بخور مها خانووووم******* آقا ما یه دبیر عربی داریم جلسه او که میاد سر کلاس اطلاعات آدمو(مثل شغل پدر مادر و تعداد افراد خانواده میپرسه) یکی از بچها بنده خدا هول شده مگه مادرم نظامیه (اوووونم سرهنگ)پدرمم خونه داره.....! ینی چی آخه؟ اصن یه وضی..... بکوب لاااایکووووووووو

م
مها ۱۱ سال پیش
جوک

آقا ما یه بار با بابامون رفتیم قنادی یهو یه خانوم شیک و با کلاس اومد تو مغاز ه بعد از دیدن شیرینی های مختلف گفت آقا یه کیلو شیرینی دانمارکی و یک کیلو شیرینی کره ای (کره همونجا که دونگی داره) بدین مغازه داره با قیافه شبیه علامت سوال گفت شیرینی کره ای نداریم که خانوم.....اون شیرینی کره ایه(کره:همون که صبونه نوش جون میکنی) هیچی خانومه کهآژانس منتظرش بود رفت افق ماهم که همه شیرینی هارو جویدیم.....!

ش
شیدا ۱۲ سال پیش
جوک

یه جوجو گنجشک فسقلی جلوی ی فیل وا میسه میگه نمیذارم رد شی فیله بهش میگه برو کنار جوجه جووجهه میگه اگه نرم چیکا میکنی؟ فیله میگه فوتت میکنم جوجه میگه هه خب فوت کن ! فیله فوت میکنه پرای جوجو میریزه فیله میخنده میگه هه هه جوجو میگه چیه چرا میخندی تازه کتمو درآوردم....!