س

سعید

@21saeed · ۷ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

س
س مث سعید ۱۱ سال پیش
پیام

***س مث سعید***
اقا ما یه گودزیلا داریم سه سالشه اسمش امیر عباسه خواهرزادمه
اونروز داشته با باباش میومده خونه ما به مامانش گفته
من میرم خونه مادر جون بعد میام با هم زندگی کنی�
من هم سن این بودم اصن قابل وصف نیس خدا بدادمون برسه
مامانش: o-O
باباش: o-O
من بعد شنیدن : o-O
خودش :)))))

س
س مث سعید ۱۱ سال پیش
پیام

***س مث سعید***
*واقعأ دلم لرزید، خیلی قشنگه، بخونید**
حسین فریاد می زند: "هل من ناصر ینصرنی"
و من درحالی که نمازم قضا شده است می گویم:
لبیک یاحسین! لبیک...
حسین نگاه می کند لبخندی می زند و به سمت دشمن تاخت می کند...
و من باز می گویم:
لبیک یاحسین!لبیک...
حسین شمشیر می خورد من سر مادرم داد می زنم و می گویم:
لبیک یا حسین!لبیک...
حسین سنگ می خورد، من در مجلس غیبت می گویم:
لبیک یا حسین! لبیک...
حسین از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید و من در پس نگاه های حرامم فریاد میزن�
لبیک یا حسین ! لبیک... حسین رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟
من محتاطانه دروغ میگویم و باز فریاد می زنم:
لبیک یا حسین لبیک...
حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین به من نگاه می کند می گوید: تنهایم یاریم کن...
من گناه می کنم و باز فریاد می زنم: لبیک...
خورشید غروب کرده است...
من لبخندی می زنم و می گویم:
اللهم عجل لولیک الفرج...
به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:
"دوستت دارم تنهایت نمی گذارم..."
مهدی به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند.
مهدی تنهاست...حسین تنهاست..
من این را میدانم اما...

س
سعید(funepatogh.blog ۱۲ سال پیش
پیام

پست اول رو به عشق حضرت مهدی گذاشت�
دل بی تاب من تاب ندارد/مرحمی جز دیدار یار ندارد*
ما منتظریمو منتظر میمانیم/تا کجا یار ما شوق دیدار ندارد*
من عاشق دیدار و وصلم/تا کجا دل یاد فراق دارد*
از شوق دیدار تو دلم اکنده میشود مهدی/دلم بیمارم طبیبی چز تو ندارد*
به امید روزی که تمام خبر ها این باشد
مهدی فاطمه امد
صلوات