آ

آرمـیـن درخـشــان

@ali.derakhshan3 · ۱۷ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۳۰ رأی)

ن
جوک

یـه وخـتـــ زشـتـــ نـبـاشـه ...
خـیـلـیـامـون انـقـد کـه وقـتـــ مـیـزاریـم بـرای گـنـاه‌ کـردن ...
بـرای چـارجـوکــ ، بـرای خـوردن و خـوابـیـدن ، بـرای دنـیـای مـجـازی ...
" بـرای نـمـاز خـونـدن وقـتـــ نـمـیـزاریـم "
تـوی بـیـسـتـــ و چـهـار سـاعـتـــ بـرای هـمـه چـی و هـمـه کـس وقـتـــ داریـم ، الا خــدا ...
هع ، نـمـازتـــُ خـونـدی ؟!
❤ LIKE

ن
پیام

★ ویـژه �
ایـنـو یـه نـوجـوون 17 سـالـه داره بـهـتـون مـیـگـه ...
نـوجـوونـی دوره ی عـجـیـبـیـه ...
تـو ایـن دوره نـه خـیـلـی بـزرگـی و نـه خـیـلـی کـوچـیـکــ ...
امـا آدمـا بـر حـسـب نـیـاز و مـوقـعـیـت :
بـعـضـی وقـتـا بـهـت مـیـگـن ...
تـو هـنـوز بـچـه ای ، این کـارا بـه تـو نـیـومـده ، بـرو هـر وقـت سـنت دو رقـمی شـد بیـا ...
بـعـضـی وقـتـام بـهـت مـیـگـن ...
گـنـده بـگ تـو خـجـالـت نـمـیکشی ؟ مـگـه هـنـوز بـچـه ای ؟ تـو دیـگـه بـزرگ شـدی ...
ولـی مـن ایـنـو مـیـدونـم :
چـه زیـادن بـچـه هـایـی کـه از خـیـلـی بـزرگـا بـزرگ تـرن
و چـه زیـادن بـزرگـایـی کـه از خـیـلـی بـچـه هـا بـچـه تـرن
اگـه مـیـشـه لـایـک کـنـیـد کـه مـثـل بـعـضـیـا کـپـی نـکـردم و پـسـت خـودمـه ^__^

ن
جوک

واقـعـا چـقـد ایـن آیـه قـشـنـگــ و بـا مـعـنـاسـتــــ ...
|||[ یا ایـُّـهـَـا الــَّذیــنَ آمـَـنــوا آمـِـنــوا ]|||
|||[ ای کـسـانـی کـه ایـمـان آورده ایـد ، ایـمـان بـیـاوریـد ]|||
مـطـمـنم خـیـلـیـامـون اونـجـوری کـه خـدا خـواسـتـه ایـمـان نـیـاوردیـ�
❤ نـداشـتــــ ؟

ن
پیام

مرتضی پاشایی عزیز همه ایران با آهنگای تو خاطره دارن ...
صدای تو از جنس این دنیا نبود ...
هیچ وقتم تکرار نمیشه ...
سنگدل ترین آدما با آهنگای قشنگت گریه میکردن ...
خدا خیلی دوست داشت ، آخرشم رفتی پیش خودش ...
همیشه تو دلم میمونی ...
خداحافظ
لـایک = تا زندم و نفس میکشم، صداتو فراموش نمی کنم

ن
پیام

شـبـــ اول مــحــرم ...
سـیـنـه زنـتـــ آرزوشــه ...
بـا دسـتـای یـه پـیـر غـلـامـتــــ ...
لــبــاس ســیـاه بـپـوشـه ...
تـو کـوچـه هـا بـا پـرچـمـتــــ ...
امـیـد بـه زنـدگـی مـیـاد ...
دوبــاره بـوی نــذری از ...
روضـه هـای خـونـگی مـیـاد ...
ســلــام بــر پــرچــم و الــم ...
ســلــام بــر شــعــر مــحـتـشـم ...
ســلــام بــر مــحــرم ...
دوبـاره روضــه رفــتـنـا ...
بــی ریــا تـریـن عـمـل شـده ...
دوبـاره هـر مـحـلـه ای ...
پـر الــم و کُـتـل شـده ...
ســلــام بــر کـربـلـای تــو ...
ســلــام بــر نـوکــرای تــو ...
ســلــام بــر مــحــرم ...
لـایـک = خــدا رو شـکر دوبـاره مـحـرمـتـو دیـدم آقـاجـون ...

ن
جوک

کــیــا حــداقــل یــه بــار ایــن جــمــلــه ی پــایــیــن رو تــوی زمــان اســتــرس و هــیــجــان و نــیــاز شــدیــد گــفــتــن ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
(((((( خــــــدایـــا تـــــــــو رو خــــــــدا ))))))
مـن دیـگـه حـرفـی نـدارم ... o_O
خـواهـشـا اگـه گـفـتـی لـایـک کـن

ن
جوک

دقـتـــ کـردیـن هـمـاهـنـگــ تـرین و رفـیـق تـرین عـضـو هـای بـدن هـمـون دوتـا دسـتـمـونـن ؟
لامـصـبـا دیگه تـه رفـاقـتـــ و فـداکـاریـن ...
اصـن شـورشـو درآوردن ...
ایـن نـاخـونـای اونـو مـیـگـیـره اون نـاخـونـای ایـنـو مـیـگـیـره
ایـن اونـو مـیـشـوره اون ایـنـو مـیـشـوره
دوتـایـی اس مـیـدن
دوتـایـی مـوبـایـل بـازی مـی کـنـن
واسـه دخـتـرا کـه لاک زدن و کـِرم زدن و ایـنـارم اضـافـه کـنـیـن ...
هـمـیـشـه کـنـار هـمـن ، هـمـیـشـه تـو هـمـه چـی بـاهـمـن o_O
لـایـک = بـعـضـیـا یـاد بـگـیـرن

ن
جوک

دقـتـــ کـردیـن ...
وقتی یه اتفاق بد برات میفته میگی خدایا چرا ؟ خدایا داشتیم ؟ اصن هستی ؟
ولی وقتی یه موفقیت بدست میاری انگار نه انگار خدایی هم هست که بهت نگا کرده ...
دریـغ از دو کـلـمـه ی " خــدایــا شـکـرتـــ "
لـایـکــ = خـدایـا شـکـرتـــ واسـه هـمـه چـی

ن
جوک

اصلا قـبـول داری بـهـتـریـن جـای دنیـا دسـتـشـویـیـه ؟
قـبـول نـداری دیـگـه ؟
پـس ایـشالـا بـه زودی لـازمُ الـدسـتـشـویـی بـشـی و بـهـش دسـتـرسـی نـداشـتـه بـاشی
اون مـوقـع مـیـام ازتــ مـیـپـرسـم ...
آخ آخ آخ ...
: ... بـاشـه قـسـم نـده
لایـکــ : هـیـچ جـا دسـتـشـویـی خـونـمـون نـمــیـشـه

آقا من یه روز این تبلیغ ماهی تابه ی " پ ل ی ن " رو دیدم که ...
کرم درونم نعره زد که برم سر به سر داداش کوچیکم ( آرین ) بزار�
رفتم به مامانم که داشت کوکو سبزی درست می کرد گفتم :
«چی شد ؟؟؟؟ مگه دکتر کاه و ینجه و ... رو برای آرین ممنوع نکرده بود؟»
که مامانم با خونسردی تمام برگشت گفت :
« چرا مادر جون اون غذای شما مهمونای عزیزه !»
من O×O
مامانم ^_^
داداشم در حال گاز زدن ماهی تابه ( X
کرم درونم |:

دقت کردین ؟
وقـتی یه بــادام بشـکنی ببینی مـغـزش دو قـــلـــو ... ^ O ^
اشکــ شـوق تو چشـات حـلـقه میزنه
.
.
.
.
.
ولـی وقتی مـیخـوریش و مـــزه ی زهــرمــار مـیده ... ×_×
اون چــار لیتری اسیدو بـده به مـن لامصب
هـم اکنون به لایکــ سـبزتان نیازمـندیم