دیروز از جلوی کبابی رد شدم دلم گفت برو کباب بخور .... هنوز حرف دلم تموم نشده بود که جیبم گفت گ.و.ه نخور
@hosein500i · ۱۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۴ رأی)
دیروز از جلوی کبابی رد شدم دلم گفت برو کباب بخور .... هنوز حرف دلم تموم نشده بود که جیبم گفت گ.و.ه نخور
سال سوم بودیم تولد یکی از بچه ها بود براش تو کلاس جشن گرفتیم :
اولش که همه خیلی ریلکس و آروم نشسته بودن داشتن شیرینی میخوردند که یه دفه یکی از بچه اسپیکرشو روشن کرد و در یک ان همه ی اون بچه های باکلاس ریختن وسط رقصیدن اونم کجا ، تو کلاسی که طبقه پایینش اتاق مدیره و کلاس های اطراف هم دارن درس میدن . خلاصه مشغول رقصیدن بودیم که یه دفعه دیدیم معلم حسابانمون که تو کلاس با ما بود محکم درو گرفته گفتیم چرا اینکارو میکنی گفت مدیر پشت دره . 0 - 0
یه چند دیقه آقا معلم درو نگه داشت تا مدیر رفت پایین . یه چند دیقه بعد ما هم دیگه جم و جور کردیم مراسمو که یه دفعه مدیرمون تو میکروفون داد زد بچه های کلاس سوم ریاضی بیاید پایین تو حیاط ما هم خودمونو آماده کرده بودیم برای رفتن به مدرسه جدید.
ولی آقا معلم (م . ص) رفت تو کتاق مدیر نمیدونم داشت نازشو میکشید که اخراجمون نکنه ولی یه جیزی بهش گفت ترکید از خنده مدیرمون . خدا خیرش بده این معلممون رو خیلی با حاله خیییییییییلی . اخراج نشدیم هیچ یه توپ از دفتر کش رفت برامون اون زنگو فوتبال زدیم .
ببینم شمام وقتی میاین 4جوک مطلبی که
میخاین بفرستین یادتون میره
یا فقط من اینجوریم
قبول دارید این طنز کرکره به گرد پای خنده بازار نمیرسید
به معلم فیزیکمون میگم اگه تو کنکور امسال شرکت کنی چند درصد فیزیک میزنی ؟ میگه کمتر از 60 درصد !!!!!
اونوقت با این معلم مدیرمون از ما رتبه برتر میخواد
اعتراف میکنم تو امتحان نهایی فیزیک سال سوم همه ی فرمول ها رو پشت ماشین حسابم نوشتم وگرنه اصلا قبول نمیشدم
اعتراف میکنم الان 1 ساله لپ تاپم شکسته و هنوز هیچکس نفهمیده . ^_^
ای بدم میاد ازین دانش آموزا که تو مدرسه برای دفتر خرید میکنن
پسر بچه 9 ساله است دیگر دیدم سوار دوچرخه از کنارم رد شد داشت آهنگ آرمین (خستم از خاطرات موندگارت) رو گوش میداد
میگم یه وقت زشت نباشه ما یادمون رفت تخم مرغ رنگی بزاریم پای سفره هفت سین .