... در جوانی با پیگیری عواقب اعمالم، خود را فرسودم و مطمئن بود�
که تنها در صورتی از گناه کردن بازخواهم ایستاد که دیگر دست به هیچ کاری نزنم.
@پاندا1 · ۲۹ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۲ رأی)
... در جوانی با پیگیری عواقب اعمالم، خود را فرسودم و مطمئن بود�
که تنها در صورتی از گناه کردن بازخواهم ایستاد که دیگر دست به هیچ کاری نزنم.
ای کاش...
قلبم دماسنج داشت تا واسه هر کسی اندازه درجه حرارتش تب کنم
یک روز دو دلباخته بودیم من و تو!
اکنون تو ز من دلزده ای! من ز تو دلتنگ
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست
نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست
فقط نه من به هوای تو اشک می ریز�
که هر چه رود در این سرزمین مسافر توست
همه دردم، همه داغم، همه عشقم، همه سوز�
همه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روز�
وصل و هجرم شده آسان همه از دولت هجرت
چه بخندم، چه بگریم، چه بسازم، چه بسوز�
گفتنی نیست که گویی، ز فراقت به چه حال�
حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم
ناتانائیل، تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود.
در انتظار خدا بودن، ناتانائیل، یعنی در نیافتن این که او را هم اکنون در وجود خود داری. تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل مشو و همه ی خوشبختی خود را در همین دم قرار ده.
سعی کن
خوشی امروزت
باعث ناخوشی فردات نشه.(ع.ع)
گفت: احوالت چطور است؟
گفتمش: عالی است
مثل گل!
حال گل در چنگ چنگیز مغول!
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود