یه مسابقه گذاشتن واسه پیش بینی نتیجه بازی ایران - ارژانتین...
الف:برد ارژانتین
ب:باخت ایران
ج:هر دو مورد
D-:
@شوخی · ۲۸ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۲۵ رأی)
یه مسابقه گذاشتن واسه پیش بینی نتیجه بازی ایران - ارژانتین...
الف:برد ارژانتین
ب:باخت ایران
ج:هر دو مورد
D-:
شب که میشه جیرجیرک هم خر است...مخصوصا تابستونا...
به سیبیل شهرام صولتی قسم...
یه قانونی دارن پسرا به این شکل:
تا عاشقشون نشدی ...دوست دارن و میخوانت
تاعاشقشون میشی...دوست ندارن و نمیخوانت که هیچ ...
بدشون نمیاد اگر سر هم به تنت نباشه...
بلاتکلیفی یعنی...
دوسش داشته باشی...ندونی چه حسی بهت داره....
دیوونت میکنه این احساس لعنتی...
دلتنگی یعنی...
وقتی داری شماره های گوشیتو میای پایین ...
ناخداگاه رو اسمش مکث میکنی...
میخواستیم غذا سفارش بدیم .
داداش دهه هشتادیم میگه :من 2 پرس میخورم .
مامانم میگه: چرا 2 پرس؟
داداشم میگه : یک پرس من میخورم...یک پرسم کودک درونم...
@_@
زن باس عصرونه واس اقاش پیراشکی بپزه
^_^
پیش همسایم درد و دل میکنم...
شکایت میکنم...
راز داره...
سرزنشم نمیکنه...
تو مشکلات کمکم میکنه...
در کل بدجور هوامو داره ...
بد جور میخوامش...
یا ضامن اهو...عاشقتم
زن باس بعد از ظهر که اقاش از خواب بیدار میشه شونه هاش ماساژ بده که خستگی از تن اقاش در بره. ^_^
زن باس صب یه نیم ساعت قبل اقاش پاشه یه صبحانه مفصل درست کنه که اشتهای اقاش باز شه سر صب ^_^
ساعت11شب همه خواب بودن داشتم مسواک میزدم...
یهو یه دستی خورد به شونم...
یه جیغ بنفش کشیدم ...
دیدم مامانم پا به فرار گذاشت.
خلاصه یکم که اروم شدیم فهمیدم اومده بوده بوسم کنه شب بخیر بگه...
قلفونش بلم من.
^-^
پای عشق وسط باشه حرف طرفت قبول داری نه حرف بقیه رو...
پای هوس وسط باشه حرف بقیه رو قبول داری نه حرف طرفت...
اینه فرق عشق و هوس...
همسایمون با خانومش اومده بودن خونمون.
بحث روز پدر شد میگه : ای بابا...خانمم شب عید ازم پول میگیره میگه بده فردا میخوام واسه روز مرد واست کادو بخرم...خب این چه کادو خریدنیه...
بابام میگه:برو خداروشکر کن ...زن من شب عید پول میگیره بعد واس خودش لباس میخره روز عید میپوشه
مامانم^_^
همسایمون:-ا
زنش :p
ازاستادمطهری پرسیدند:درمکتب اسلام آزاد اندیشی چه حکمی دارد؟
ایشان فرمودند:دست ازشریعتی کشیدین گیر دادین به من؟
oO
^_^
فکر کنم کشورایی که بمب اتم دارن جووناشون با قلیون اشنایی ندارن!
.
.
.
این دو سیبم که تموم شد ...من برم سر کوچه یه لیمویی بگیرم بیام^_^
داداش دهه هشتادیم کلاس شیشمه.
دیروز تعریف میکرد سر کلاسشون بچه ها به معلمشون میگفتن:اقا اجازه؟واسه روز معلم چی دوس دارین براتون بخریم؟
معلمشونم میگفته نمره خوب کافیه و این حرفا...
خلاصه هی از بچه ها اصرار از اقا معلم انکار ...
یهو داداشم از ته کلاس پاشده گفته اقا روز معلم که جمعه اس^_^
معلمشونم یه اخمی کرده گفته روز معلم جمعه اس هفته معلم که جمعه نیست...
داداشم ^_^
بچه های کلاس @@
روز معلم :p
خود معلمOo
فریاد بزن...
تورا که میبینم ...
این قلب لعنتی انقدر تند میزند که ...
نمیتوانم صدایت راواضح بشنوم...
نه!مجنون شده ام...
قاب عکس روی دیوار که حرف نمیزند...
یاد روزهای خوبمان می افتم...
ناخداگاه به نقطه ای خیره میشوم...
لبخند میزنم...
ناگهان یادم می افتد که تو خیلی وقت است درگیر دیگری هستی...
لبخندم محو میشود...
نیستی...
زمانی عاشقت بودم...
حرف رفتنت که میشد دنیا را به هم میریختم که جلوی رفتنت را بگیرم...
اما حالا...
از تو بیزارم...
حرف امدنت که میشود دنیا را به هم میریزم که جلوی امدنت را بگیرم...
میفهمی لعنتی...
فامیلمون زنگ زده میگه میتونی برای یارانه ثبت نام کنی؟میگم اره .
میگه :مگه رایتل دارین ؟
گفتم رایتل لازم نداره oO
میگه پس با چی میخوای صفحه اخرش چاپ کنی؟
گفتم منظورت پرینتره؟
میگه:اره دیگه دوساعته دارم همین میگم!
ملیکا هستم دارن با نعش کش میبرنم بهشت رضا خاکم کنن
I love you PMC