ح

حمید

@H..R · ۱۱۶ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
جوک

یادش به خیر
سوم راهنمایی که بودیم یه روز ما رو برای گرفتن جشن تکلیف بردن تو یه باغی فک کنم اسمش ارم بود
این باغ قصه ما پر بود از درختان آلوچه آلو زرد و سیاه
ما هم که یه مشت بچه بی شعور مث سپاه چنگیز خان موغول حمله بردیم به این باغ و درختان توش!!
خولاصه بعد از غارت درختان و با خاک یکسان کردن باغ معاون آموزش و پرورش اون شهر اومد ویه تذکر جدی به همه دادو سردسته این جنبش رو تنبیه کرد.....
گذشت و موقع خوردن ناهار شد این سردسته ما هم که کارش درست بود ژتون های غذا رو (حالا نمیدونم به چه نحوی) کش رفت و نفری دو تا سه تا به بچه های مدرسه خودمون داد و الباقی رو گذاشت سر جاش!!!
حالا هرکدوم از ما بصورت کاملا حرفه ای دو سه تا ژتونمون رو غذا گرفتیم و همچین که اومدیم شرو کنیم اون معاونه اومد و دوباره سردسته و تک توکی از بچه ها رو تنبیه کرد
ماهم به نشانه اعتراض شیشه نوشابه ها رو شکستیم و سالن غذا خوری رو کثیف کردیم(البته یواشکی)
وقتی هم خواسیم از سالن خارج بشیم به همون معاونه گفتیم دستتون درد نکنه ولی غذاتون سوخته بود(چقدر خبیث)
موقع اومدن به خونه وقتی میخواستیم سوار مینی بوس بشیم همه جیبامون پر از سنگ کردیم!!
همچین که مینی بوس حرکت کرد به نشانه اعتراض شرو کردیم به سنگ زدن و شعار دادن علیه اون شهر ومعاونه!!!
ییهو دیدیم مینی بوس واساد و مثل خیار همه مون رو فروخت!!
اونروز همه مون از پَستا(از دم)یه کتک مفصل خوردیم ولی اینقد کیف داد که نگو!!!! مثلا خیر سرمون رفته بودیم جشن تکلیف!!!!! هعی روزگار خاک تو سرت!!!!!

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
پیام

سلام به دوستان عزیز.
الان سال تحویل شد و این اولین پست من تو سالِ جدیده.
آی لاو یو به شدت همه تون رو!!!
* سال 1392 مبارک* امیدوارم سال جدید سال به حقیقت پیوستن تمامی آرزوهایتان باشد.
و در نهایت با تشکر از تمامی دوستان و تشکر ویژه از خانم صادقی
راستی یکی این آغا ماموتی رو بگیره تا کار دست خودش نداده.........

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
جوک

داداشم اومده خونه میگه مامان کو؟؟
منم هیچ نگفتم اول جیبای خودمو بعد جیبای اونو گشتم گفتم تو جیبامون که نبود نمیدونم کجا میتونه باشه؟؟ بعد خنده شیطانی (یوهاهاهاهاها)
اونم نامردی نکرد و یه پسی زد و رفت وضو گرفت و سجاده رو باز کرد و نمازش رو خوند و حالا دعای آخر نمازش: خدایا همه مریضا(خل وچلها) مخصوصا این داداش ضایع ما رو شفا بده!!!!!
بعد اومده میگه وظیفم رو انجام دادم و واست دعا کردم حالا از جلو چشام برو گم شو تا نکشتمت بچه بی ادب پررو!!!!
من در تمام این ماجراO_0!
چه عرض کنم؟ آخه داشه که من یا داداشه که داداشم داره؟؟

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
پیام

در آستانه ورود به سال نو:
نیکو ترین سرنوشت ها ، حلال ترین روزی ها، صالح ترین عملها و بهترین ها را براتان آرزومندم.
دلتون خوش، حاجتتون روا و عیدتون مبارک....
دوستان عزیز یادمون باشه سر سفره هفت سین سلامتی کسانی که مریضن گره گشایی از کار اونایی که مشکل دارن و از همه مهمتر ظهور آقامون رو از خدا بخواهیم.

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
پیام

امروز بعد یه هفته اومدم 4 جوک....
حالا بگین چی شد؟
دیدم هر5 تا پستی که واسه 4 جوک گذاشته بودم تایید شده
اینقد ذوق مرگ شدم که میگفتی از بانک یه مزدا 3 برنده شدم. واااااییییی چه حالی داد.
خدایا این خوشی ها رو از ما نگیر!!!!!!
و در آخر با تشکرات فراوان از برو بچ 4 جوک
آی لاو یو به شدت!!!!

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
جوک

من خودم به شخصه اعتقاد نداشتم که این دهه هشتادیا گودزیلا باشن تا اینکه بهم صابت شد که بعله.......
حالا شرح ماجرا:::
سوار اوتوبوس بودم(بین شهری) یکی از این دهه هشتادیا (3-4ساله) که مادرش اینا اومدن پیاده شن و پول رو دادن به این دهه هشتادی که کرایه رو حساب کنه و خودشون از در عقب پیاده شدند.
آغا اومد کرایه رو داد به راننده. راننده هم یه مشت تخمه داد به این گودذیلای خوناشام آدم نما.
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون ..این گودزیلای قصه ما هم ،از راننده تشکر وخدافظی کرد ....
و این چنین بود که قصه ما به سر رسید و کلاغه تو راه تصادف کرد وبه خونش نرسید!!!
خخخخخخخخخخخخخخخخ
حالا حتما از خودتون میپرسین که چطور بهم ثابت شده؟؟؟ پاسخ روشن است چون خودم دو تا پسر عموی دهه هشتادی دارم..
بچه ها سر نمازتون من رو هم حتما" دعا کنید تا از این حالت خل وچلی در بیام... یادتون نره.....

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
جوک

* قشنگترین سوتی عمرم: به نقل از یکی از دوستان*
رفتیم توصالن (سالن, ثالن) والیوال .
صحبت این شد که هرکی چه ماشینی داره؟ یکی از والیبالیستها که اومد مثلن خیلی شیک و باکلاس بگه چه ماشینی داره ییهویی جو میگیرتش بجای206سفید میگه سفید شیش 200!!!!!خخخخخخ
حالا حظار تو سالن هر کدوم واسه خودشون یه گوشه هلیکوپتری میزدن!!!
حضار(^_^)
اون بنده خدا(@_@)
و بعد از این ماجرا هیش کس اونو دیگه ندیده! خخخخخخخخ فک کنم خود کشی کرده!!!

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
جوک

به داداشم میگم : من پیر شدم و هیچ خری بم نگفت عمو!!
ورداشت یکی خوابوند بیخ گوشم منم رفتم مریخ و دیدم نمیشه اونجا زندگی کرد و دوباره برگشتم رو زمین!!@!
داداش گرام: یه بار دیگه اسم زن گرفتن جلو من بیاری میکشمت!!!!((آخه با بچه اینجوری خشن رفتار میکنن؟))
منم که بچه گوش به حرف کن گفتم: باش چشم غلط کردم دیگه نمیگم!!!!
دوباره زرتی گزاش تو گوش من بدبخت(ای بابا)
من: (نیگاه گربه چکمه پوش در هنگام مظلومیت چطوریه؟) همون طور نیگاش کردم و گفتم : دیگه چرا میزنی من که چیزی نگفتم.
داداشی در عوج عصبانیت: زدم تا یادت بمونه دیگه به بچه های من خر نگی. فهمیدی یا دوباره بزنم؟؟؟؟؟
به نظر شما کدوم خودکشی دردناکتره؟؟؟
انف: کلم بکوبم تو دیفال بتنی؟ ب: خودم رو از کوه پرت کنم؟
ج: زن بگیرم؟ د: همه موارد....
آخه داداش روان پریشه دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
جوک

خونواده سر سفره شام نشسته بودن به جز من که طبق معمول کنار دوست قدیمیم 4جوک بود�
مامی صدا زد که بیا شام بخور منم که اومدم مثلا کلاس بذارم گفتم که خرج گرونه شام نمیخوام!
ییهو بابا گفت آخه تو که یه ذره کاه میخوری جو که نمی خوری خرج گرون شه پس بیا شامت رو بخور منم که دیدم راست میگه رفتم وشام خوردم.
شماها هم از این پدرهای مهربون دارید یا من فقط دارم؟

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
جوک

با بابام تو خونه بحثمون شد هر چی که من میگفتم بالاخره با یه حرفی جوابمو میداد منم که دیدم دیگه نمیتونم جوابشو بدم گفتم پدر جون من عذر میخوام بووووووق خوردم!
برگشت یه نیگا کرد به من و گفت آخه پسر گلم چیز دیگه ای تو خونه نبود تو بخوری حتما باید بووووووق میخوردی؟
بابای آدم ضایع کنه که من دارم!!!!

ج
جوپاری ۱۳ سال پیش
جوک

نصفه شب داشتم با گوشیم بازی میکردم یییییهو مامیم مث جن زده ها در و وا کرد اومد تو اتاق.
من (در حال ملاقات با عزراییل): چی شده؟
مامی(در حال گریه): خبر مرگت خواب دیدم تنگی نفس گرفتی داری میمیری
اومدم ببینم زنده ای یا مردی که اگه مردی برم خاکت کنم.
منs-:
سازمان حمایت از کودکان!!!!!!!!!!!!
شرک:)-:
نمیدونم به شرک چه ربطی داشت اون موقع شب؟
مامانه نگران من دارم؟