1

1f37j9

@هانیا · ۸ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۲ رأی)

1
1f37j9 ۱۰ سال پیش
جوک

@###$$$فقط قرمزو عشقه$$$###@ اختصاصی 1f37j9
اعتراف میکنم که هیچوقت یک هدیه ی تولد درست حسابی نگرفتم از مامان و بابام ، چون هر وقت تولدم میشه دوروز قبلش به یه چیزی محتاج میشم و مامان و بابام همونو به عنوان کادوی تولدم بهم غالب میکنن #_#
جالبیش اینجاست که به خودم قول میدم سال بعد اول کادوی تولد بگیرم ازشون بعد بهشون بگم چی لازم دارم اما مرگ و زندگیم میوفته دست همون چیزه-_-
لایک=چقد بدبختی
پ.ن: پس فردا تولدمه و اون اتفاق خوبه که بهتون گفته بودم افتاد برام ، قشنگ ترین هدیه تولدم از خدا بود امسال...3>

1
1f37j9 ۱۰ سال پیش
پیام

@###$$$فقط قرمزو عشقه$$$###@ اختصاصی 1f37j9
زمانی بیشتر عاشق خدا شدم
که دیدم در عین ناامیدی بزرگترین در امید رو به روت باز میکنه
اونم از جایی که اصلا انتظارشو نداری ...خدایا نوکرت�
اگر خدا بخواد قراره یه اتفاق خیلی خوب برام بیفته ، محتاجم به دعاتون دوستان گلم 3>3>3>

1
1f37j9 ۱۱ سال پیش
جوک

@###$$$فقط قرمزو عشقه$$$###@ اختصاصی 1f37j9
از همینجا از آقای مدیری تقاضا میکنم یک سریال طنز هم در مورد علافان جامعه بسازن
.
.
منم دوس دارم اعتراض کنم خو! بعدا برامون عقده میشه ها!
مثلن ماها قراره آینده ی مملکتمونو بسازیم , از همینجا برای آینده ی مملکت جمیعا تسلیت!

1
1f37j9 ۱۱ سال پیش
جوک

یه هفته پیش رفته بودم باشگاه داداش گودزیلامم برده بودم یه خانمی نشسته بود داشت رژ لب میزد داداشمم بدو بدو اومد گفت آبجی اون خانومه رو دیدی؟داشت از همون رنگایی که تو به پات میزنی میزد به لباش!!حالا ما رو میگی مرده بودیم از خنده (بعله تو افق محو شدن دیگه خز شده) الانم یه هفتس بین بچه های باشگاه سوژه شدیم کسی راه حلی برای خلاص شدن ازین وعضیت سراق نداره؟ :(

1f37j9 ۱۱ سال پیش
جوک

@###$$$فقط قرمزو عشقه$$$###@ اختصاصی 1f37j9
بابام : اون چهارتا سیم که آویزونه رو میبینی ؟
من : آره !
بابام : خب دوتاشو بردار.
من : برداشتم !
بابام : چیزی حس نمیکنی ؟
من : نه !
بابام : حالت خوبه ؟
من : آره !
بابام : خب پس به اون دوتای دیگه اصلا دس نزن چون برق داره !
من : *_*
“منو بابام موقع تعمیر برق خونه”
از سر راه برین کنار یوقت تو این عشق و محبت پدرانه غرق نشید!دیه خود دانید یوقت نگید نگفتما!:D

1f37j9 ۱۱ سال پیش
جوک

@###$$$فقط قرمزو عشقه$$$###@ اختصاصی 1f37j9
شصت پای داداشم تو حلقم اگه دروغ بگم!آغا ما امروز بعد از کلاس زبان رفته بودیم دنبال یکی از دوستام که با هم برگردیم خونه...این دوستمون دوستشم باهاش بود ..رف تلفن عمومی رو برداشت گف:این تلفنا دستگیرش خیلی خوبه دلم می خواد دو ساعت دستم بگیرم و باهاش حرف بزنم!بعدم تلفنو گذاشت روی دهن دوستم!دوستمم شکه شده بود یه جیغ زد گفت:دهنشو زدی به دهنم!اول نفهمید چه سوتی داده بعد که دید داریم از خخنده تلفن عمومی رو گاز میگیریم...نخیرم نرفت تو افق محو شه در جویدن تلفن عمومی و درو دیوار با ما شریک شد! الانماز توی کلانتری دارم براتون پست میزارم (بعله لپتاپم همه جا باهامه !)به جرم آسیب زدن به اموال دولت و جویدن درو دیوار بازداشتمون کردن! داریم خدا خدا میکنیم که برامون حبس نتراشن!