به بعضیام باس هیچی نگفت ,باس زد زیر دست و پا له شون کرد:))))
هارهار
@rozhiii · ۱۰ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
به بعضیام باس هیچی نگفت ,باس زد زیر دست و پا له شون کرد:))))
هارهار
من هستم دیگر .
.
..
.
.
.
.
.
.
.
..
گاهی جونم را هم برای خواهرم میدم:)))))
ابگوشت با اروغ است دیگر
..
.
.
.
.
..
.
..
..
.
.
.
.
.
.
.
گاهی دلش اروغ میخواهد:)))))
یه وقت زشت نباشه
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
این 4 جوکام کم لایک میخوره؟!!!!!!!!!!!!
من قصد ادامه تحصیل ندارم یکی بیاد منو بگیره:)))))
در راستای بازی ایران و ارژانتین بچه ی فامیلمون ازم پرسید که ایران باید بره ارژانتین یا آرژانتین بیاد ایران این بشر یک ذره فک نکرده بود که ارژانتین با اون همه بازی قشنگ نبیاد ایران خب ما باید بریم اونجا دیگه
یکی از فانتزی هام اینه که : وقتی میرم سوپر مارکت هنگام پرداخت پول وقتی یارو میگه مهمون باشید وسایل و بگیرم پولرو حساب نکنمو بیام بیرون
امروز بابام داشت با مامانم حرف ميزدند که بابام گفت دختره کوچيکه(منظورش من بودم) کجاست چرا واسه صبحونه نمياد که مامانم گفت نون پنير دوس نداره بابام يهو گفت اون دختره گاو رو با پوستش ميخوره الان براى ما ناز ميکنه
من!!
گاو با پوست خورده!
مهر و محبتى پدرى!
فک و فاميله من دارم؟
یادمه وقتی که اول راهنمایی بودم توی یه همایش صندلی رو از زیر دوستم کشیدم دختره ی بدبخت با پشت افتاد زمین اقا من ضایع نکردم که اون فرد من بودم حالا وقتی دختره ی بی جنبه فهمید تهدیدم کرد که بابا مامانش من و میبرن زندان به جرم اینکه اونو با پشت انداختم!
دیگه لامصب از اون شب حس ادامایی که به حبس ابد محکوم میشدن رو داشتم لامصب روزای سختی بود به سختی سپری شد !!!
روژی حبس ابدی :|
دیروز امتحان ریاضی داشتم در حد لالیگا سخت بود ,بابام ازم پرسید چه طور دادی گفتم افتضاح ,از دیروز گیر داده چرا بد دادی مگه ریاضی یه فرمول نداره و... انقد تکرار کرد که دیگه من عصبی شدم گفتم اره بابا جان یه فرمول بود من اون یه دونه فرمول رو نخوندم حالا از دیشب گیر داده تو چرا اون یه دونه فرمول ریاضی رو نخوندی که الان گند نزده بودی و......این داستان تا زمان فارغ التحصیلم ادامه دارد... :|