r

rozhan

@rozhiii · ۱۰ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

r
rozhiii ۱۲ سال پیش
جوک

امروز بابام داشت با مامانم حرف ميزدند که بابام گفت دختره کوچيکه(منظورش من بودم) کجاست چرا واسه صبحونه نمياد که مامانم گفت نون پنير دوس نداره بابام يهو گفت اون دختره گاو رو با پوستش ميخوره الان براى ما ناز ميکنه
من!!
گاو با پوست خورده!
مهر و محبتى پدرى!
فک و فاميله من دارم؟

r
rozhiii ۱۲ سال پیش
جوک

یادمه وقتی که اول راهنمایی بودم توی یه همایش صندلی رو از زیر دوستم کشیدم دختره ی بدبخت با پشت افتاد زمین اقا من ضایع نکردم که اون فرد من بودم حالا وقتی دختره ی بی جنبه فهمید تهدیدم کرد که بابا مامانش من و میبرن زندان به جرم اینکه اونو با پشت انداختم!
دیگه لامصب از اون شب حس ادامایی که به حبس ابد محکوم میشدن رو داشتم لامصب روزای سختی بود به سختی سپری شد !!!
روژی حبس ابدی :|

r
rozhiii ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز امتحان ریاضی داشتم در حد لالیگا سخت بود ,بابام ازم پرسید چه طور دادی گفتم افتضاح ,از دیروز گیر داده چرا بد دادی مگه ریاضی یه فرمول نداره و... انقد تکرار کرد که دیگه من عصبی شدم گفتم اره بابا جان یه فرمول بود من اون یه دونه فرمول رو نخوندم حالا از دیشب گیر داده تو چرا اون یه دونه فرمول ریاضی رو نخوندی که الان گند نزده بودی و......این داستان تا زمان فارغ التحصیلم ادامه دارد... :|