مامانم برام تعريف ميكرد وقتي بچه بودم (حدود ٣ سال) وقتي مامانم ميخوابيد يا از من فارغ ميشد منم لطف ميكردم همه ي لپه و لوبيا و عدس و همه رو قاطي ميكردم و به مامانم ميگفتم: بيا اش بخور :))))
.
.
.
.
.
كلا بچه ي مهربونيم و به فكر همه هم هستم!
@yasaminesf · ۷ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۲ رأی)
مامانم برام تعريف ميكرد وقتي بچه بودم (حدود ٣ سال) وقتي مامانم ميخوابيد يا از من فارغ ميشد منم لطف ميكردم همه ي لپه و لوبيا و عدس و همه رو قاطي ميكردم و به مامانم ميگفتم: بيا اش بخور :))))
.
.
.
.
.
كلا بچه ي مهربونيم و به فكر همه هم هستم!
ما و بچه هاي كلاسمون واقعا شيطونيم...اگه از يه معلم بدمون بياد ميدونيم باهاش چيكار كنيم!!!
خلاصه يه روز سر كلاس بوديم و معلم هنوز نيومده بود...ما هم رفتيم گچ و اب و شكر و باهم قاطي كرديم ريختيم رو صندلي معلم....پشتشم عسل ريختيم....پشتشم يه سوسك مصنوعي گذاشتيم...معلمه قرانمون وارد كلاس شد...ما هم بهش سلام كرديم و بحث مي كرديم....بحث رسيد به جايي كه معلمه از خودش تعريف مي كرد.گفت:من هيچوقت اشتباه نمي كنم...نشست رو صندلي سوسكو (مصنوعي)ديد ٣ متر رفت هوا..تازه فهميد بشتش چه خبره...چسبيده بود به ديوار و خودشو ميكشيد و به در كلاس نزديك ميشد...
اخيييي چقدد خنديديم :)))))
مورد از گودزيلامون داشتيم (در مورد فوتبال)
يه روز داداشم كه گودزيلايي براي خودش بيش نيست از من پرسيد:
.
.
.
.
بازيكن مسى پرسپوليسه يا استقلالي!!!!!!
اولا من دخترم از فوتبال سر در نميارم....
دوما مسي...
امروز سر كلاس بوديم،يكي از بچه هامون گفت:خانم درسامون خيلي خشك هستن...
معلممون هم خيلي شاد و با غرور گفت:روش اب بريزين خيس شه!!!!
بقل دستي منم كه خنگگگ...
اگه گفتين چي كار كرد؟؟؟
.
.
.
.
.
ورداشت كل ابو رو كتابش خالي كرد....! خيلي راحت!!!!
معلم:£
دوستم:)))))))
من:))))))))))))))))
بچه ها دارم از خجالت می میرم...می دونین چرا؟
.
.
.
.
.
من معمولا به داداشم می گم قلقلی(خب هست من چیکار کنم؟!)بعد نشسته بودم روی صندلی میز کامپیوترم داشتم یه متنی رو می نوشتم.تشنم شد و داداشمو صدا کردم.احساس کردم یکی پشتمه (خب فکر کردم داداشمه)گفتم:قلقلی بیا تو کارت دارم...نه جواب می ده نه میاد تو!
برگشتم دیدم بابامه!!خلاصه اگه الان کنار انار وایسم نمی تونین تشخیص بدین کدوم منم!!
اعتراف مي كنم بچه بودم از پت و مت وحشت داشتم.خلاصه يه شب يكي از دوستامون براي من يه عروسك پت و مت اورد.منم واقعا گريه مي كردم.!!! بيچاره مونده بود>>>>اخه چرا؟من كه چيز وحشتناك يا بدي نياوردم!!!
يه روز كه بچه بودم داداشمو هل دادم سرش خورد به ميز.بعد مطمئنا سرش باد مي كنه.مامانم ازم پرسيد:از دستش عصباني بودي هلش دادي كلش باد كرد؟
منم گفتم:په نه په...ديدم اندازه ي سرش نرمال نيست همه فكر مي كنن بچه ناقصه...گفتم يه لطفي به داداش دلبرم(با هل دادن) بكنم!!!!
واااالاااااا!!!
اون موقع كلاس پنجم دبستان بودم بعد خير سرم شده بودم معلم(جاي معلم).اون روز بحث سر كِرِم بود...اقا منم كه شوووووت...خلاصه يكي از بچه ها گفت:من هميشه بعد از حمام لوسيون مي زنم.منم نشسته بودم جاي معلم بعد منم با صداي بلند گفتم:لوسيون چيه؟؟؟
قشنگ ١-٢ كامل بدون مكث بچه ها داشتن نگام مي كردن.بعد رفتم خونه ديدم روي ميز توالتم يه چيزيه روش نوشته lotion.تازه فهميدم چيكار كردم!!خلاصه تا الان نگاش نمي كنم!!