ا

امیرحسین

@سلسله · ۴۱ امتیاز

★★★☆☆ ۲ از ۵ (۹ رأی)

ا
الشتری ۱۲ سال پیش
پیام

ﺑﺎ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﻧﺸﺴﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺭﺍﻧﻨﺪﻫﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﺠﺎ ﺗﺸﺮﯾﻒ
ﻣﯿﺒﺮﯾﺪ؟ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺪﺭﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﮐﻔﺶ ﺑﺨﺮﯾﻢ
ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯾﻦ
ﺗﺎ ﻣﻮﻗﻊ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﻧﻨﺪﻫﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪ
نخند لایک کن

ا
الشتری ۱۲ سال پیش
پیام

تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کنم و گفتم واقعا عذرخواهی میکن�
و وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنی هست که جلوی مغازه میذارن.
اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه.
بهش گفتم خنده داره من فکر کردم آدمه. یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم همونم یه مانکن دیگه است
لایک یادت نره

ا
الشتری ۱۲ سال پیش
پیام

آرزودارم که برای کلبه ی زندگیمان سقفی ازجنس عشق ومحبت برگزینم تابارانهای کینه وطوفانهای
نفرت راهی برای ورودبه آن نداشته باشند...
وحصاری ازوفابرایش انتخاب خواهم نمودتاکه عمرداریم لفظی ازبی وفایی وخیانت به میان آورده نشود...لایک نمیخام به جاش یه صلوات بفرست

ا
الشتری ۱۲ سال پیش
پیام

ای توکه تمام تمام دنیایم راشامل میشوی...
سوگندیادمیکنم که اجازه نخواهم دادکه عشقمان تبدیل به خطوط موازی گردد...
حتی اگرلازم باشدکه یکی ازخطوط بشکنند،مطمئن باش که من برای باتوبودن خواهم شکست...لایک نمیخوام خواهشا با تامل بخونید مرسی