بیاکه
تقویم ها
منتظرند
آمدنت را
مبدآ تاریخ خود کنند ...
لایک = گفتن یک اللهم عجل لولیک الفرج
@007073 · ۴۱ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۴۸ رأی)
بیاکه
تقویم ها
منتظرند
آمدنت را
مبدآ تاریخ خود کنند ...
لایک = گفتن یک اللهم عجل لولیک الفرج
مهدی جان
پل صراط
چشمان توست
از چشمت که بیفت�
روزگارم جهنم می شود ...
..........برای ظهورش صلوات..........
در سینمای چهار بُعدی چشمانت
برنده ی هفته سیمرغ بلورینِ بهترین تماشاچی می شوم . . .
با تو بودن ....
برای من فقط "یک حرف با ادعاست"...
فریاد رس خوبان ....ادرکنا.
ود دو سال هست که ساکن مجیدیه هستیم و بایک خانواده ی ارمنی که انسانهای شریفی هستند همسایه هستیم ، حدود یک سال پیش دختر همسایه به بیماری مبتلا گردید که باعث فلج شدن هردو پایش شد از آن روز مداوا و درمان و رفتن ازاین دکتر به آن دکتر شروع شد ، اما فایده ای نداشت .
پارسال یه روز (ایام فاطمیه) که مرد همسایه داشت میرفت سرکار من هم از در خانه بیرون میرفتم که باهم روبه رو شدیم وبعد از سلام و احوالپرسی جویای حال دخترش شدم گفت: این همه دکتر گران قیمت هیچ فایده ای نداشته و دخترم هنوز قادر به حرکت نیست .
گفتم میخوای یک دکترخوب بهت معرفی کنم که میتونه این دردو درمان کنه گفت اگرچنین هست و فکر میکنی میتونه خوب بگو بهم ، گفتم ما مسلمونا یک بانوی بزرگوار داریم به اسم حضرت زهرا ( س) اگربه او متوسل بشی واز او بخوای حتما مشکلت حل میشه .وقتی این رو شنید لبخندی زد و سوار ماشینش شدو گفت :ازاین همه دکتر متخصص چه کاری براومد که از توسل بربیاد ؟ ولی دوستام چند تادکتر خوب که از اروپا اومدنو بهم معرفی کردن میرم پیش اونا ببینم چیکار میکنند اینو گفت و خداحافظی کرد و رفت .
من هم به دنبال کارم رفتم و دیگه از اونها خبری نداشتم تااینکه چند هفته بعد اومد در خونمونو با من کار داشت ، رفتم دم در و بعداز سلام و احوالپرسی جویای حال دخترش شدم ، با چشم گریان گفت : ازآن روز که باهم صحبت کردیم من سراغ چندتا متخصص رفتم اما اثری نداشت درصف انتظار یکی از همین دکترا بودمو دخترم هم درکنارم خواب بود ، ناگهان یاد حرفای تو افتادم و دردلم متوسل شدم به همان کسی که گفتی
گفتم:ای خانم بزرگواری که فلانی تورو معرفی کرده و من اسمت رو بلد نیستم ، من تاجر فرش هستم نذر میکنم که اگر دخترم را شفا بدهی ، برای تمام صحن های حرمت فرش دستباف هدیه میکنم درهمین حال و هوای خودم بودم که دخترم مرا تکان داد به خودم آمدم دخترم گفت بابا ببین من راه میرم ، اون خانم گفت که بابات از من خواسته تورو خوب کنم ازجات بلند شو،منم بلند شدم و تونستم راه برمو روی پاهام وایستم . وحالا ازتو برای معرفی کردن این خانم خیلی ممنونم ، ازت خواهش میکنم آدرس حرمشو بده تا نذرمو ادا کنم ...
اینجادیگه من بودم که زار میزدم ای مرد تو بی خبری که خانم باکرامت ما زهرای اطهر نه که حرم نداره بلکه قبر مشخصی هم نداره.
یارب الزهرا ، بحق الزهرا ، اشف صدر الزهرا ، بظهورالحجه
جای خالیت را آنقدر با چشمانم آب خواهم داد تا در کنارم سبز شوی ...
عصريست غريب و آسمان دلگير است
افسوس براي دل سپردن دير است
هرجمعه بهانه اي گرفتيم و گذشت
عيب از من و توست عشق بي تقصيرست........ ...
اللهم عجل لولیک الفرج...
(آمین)
من :
به یادتم ، به اندازه ی لذت تمام شدن
مشق شبهای کودکی ...
مراقب من باش!
از من فقط تو ماندهای . . .
پر از شور و سراسر مهربانی ست
کمی سبز و کمی هم آسمانی ست
شده متن تمامی خبرها
دو چشمت سومین جنگ جهانی ست !
رضا اگر تو رضايي كه من ز عشق بمير�
منم به مردن خود راضيم اگر تو رضايي
به امامتش شهادت مي دهيم و شهادت حضرتش را تسليت مي گوييم..
در صف محشر خدا مشتری اشک اوست/ هر که در اینجا کند گریه برای رضا
از در باب الجواد می شنوم دم به دم/ یا ابتای پسر، وا ولدای رضا
التماس دعا . . .
یا رب دل دوست را پر ازغم نکنی
با تیر قضا قامت او خم نکنی
ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند
یک مو ز تن رفیق ما کم نکنی ...
کمترین چیزی که لازم است شما برای خداوند سبحان بجا آورید این است که از نعمت هایش در راه معصیت استفاده نکنید.
_امام علی علیه السلام_
یادمان نرود
با آمدن زمستان ، اجاق خاطره ها را روشن نگه داریم ، تا دچار سردی فاصله ها نشوی�
پیشاپیش یلدا مبارک...
صداى خنده هاى خدا را میشنوى ؟
دعایت را شنیده و
به آنچه محال میپندارى ، میخندد . . .
خوابید
بدون شب بخیر..
شاید میدانست بدون او هیچ کدام از لحظاتم به خیر نیست…
تو تنها یکیست آن هم تویی
من دیگران را شما خطاب می کنم . . .
خدایا . . .
با تو که باشم تمام دورها نزدیکند و نا ممکن ها ممکن . . .
صبح رفتم از وانتی محلمون نیم کیلو گِـــــــــــل خریدم دیدم عـــــــه
وسطش ســــبزی هم داره ! :|
والاااااااااااااااا