ا

اميرمحمد

@13721221 · ۹۵ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۴۱ رأی)

Amiram21. 72.12.21 Khan
دختره (هم كلاسيمه) بينيش يك چارم بيني منه اونوقت ميگه ميخوام برم بينيمو عمل كنم!!
خو خواهر من تـــــو اگه قرار باشه با ايــــن وضعيتت بري عمل كني ،بيني منو بايد با ليزر از بين ببرن كــــه !!
والا با اون نوناشون..

Ämïrãm21. 72.12.21 Khañ
امروز ب بابام بازي GTA رو ياد دادم وقتي بــــــــــــي كاره بازي كنه ، رفتم دسشويي. برگشتم ديدم بابام رفته كنار ي خانومه داره بوق ميزنه سوارش كنه!!
پدره انسان دوسته ك من دارم؟؟!!

Amiram21. 72.12.21 Khan
آقا اصلا ي وعضي شده شبيه وزش باد..
ميري ي جــــاي دنج و توپ ي سيخ كوبيده ميخوري ميشه ٢٥٠٠٠٠ ريال
و
ميري ي جــــاي كر وكثيف ي پرس كوبيده ميخوري ٤٠٠٠٠ ريال
اما اون ٤٠٠٠٠يئه خيلي خوشمزه تر از ٢٥٠٠٠٠ رياليه اس!!
ميبيني تورو خــــــــدا؟؟

Amiram21. 72.12.21
طي بيانات مراجع تقليد مـــــــــادر و پدر من تصميم گرفتن ي عضو جديد ب خانوادمون اضافه كنن..
بابام: خانوم ، چرا واسه دخترت يه خواهر نمياري؟
مامان(با خنده): ديگه از ما گذشته علي، الان ديگه نوبت بچه هاس..
من: ٨_٨
بابا: اينجوريام ك فكر ميكني نيست عزيزم، ببين من هنوز جوونم، حتي پسرامم ب اندازه من دختركش نيستن :$)
مامان: خوبه خوبه، چشمم روشن!! كي گفته تـــــوئه خيكي دختركشي؟؟!!
(ثانيه اي بعد) اصـــــن غلط كرده كسي بخواد واسه شوهر من بميره،خودمم دونه دونه موهاشو از سرش ميكنم!!
من: خب مامان بريم ي دختر كوشولو از پرورشگاه بياريم +_+
بابا: وقتي ميتونيم برات خواهر تني بياريم چرا ناتني بياريم :$)))
مامان: نه ديگه همين چار تا بچه بسه، تازه اگه هم خواستيم ميريم از پرورشگاه مياريم(^_^)
من: ايول مامان، من ناتني ميخوام ٨_٨
بابا: اي بابا >!!< ، خانوم تـــــو چرا بامن راه نمياي!!
من: خب بابا دوست نداره ديگه چرا درك نميكني؟؟
بابا: من درك نميكنم؟!! به توچه ، اصلا همش تقصير تـــــوئه كره خر نفهم، پدر تـــــو درميارم بــــــــــــي چشم و رو !!
بعدشم از خونه پرتم كرد بيرون..
كامران ، حامد نبودين كمرم خشك شده،ديشب تـــــو قهوه خونمون خوابيدم..

Amiram21. 72.12.21 Khan
اون دسته از كساني ك ميخوان بدونن " والا ب ايــــن نوناشون" ازكجا اومده توجه كنن..
طرف ميره نونوايي نوبتش ميشه و نوناشو ميگيره و شاطر بهش پول خورد ميده ،سكه ها ميوفتن زمين طرف خم ميشه برشون داره يدفه ميگوزه و ميخواد ضايع نشه ميگه والا با ايــــن نوناشون!!
حالا ك دونستي لايك كن

Amiram21. 72.12.21 Khan
يني ربع سوم موهاي زيــــــر بغل واليباليست هاي تيم ملي استراليا تـــــو حلقتون اگه دروغ بگم؟؟
دو سه هفته پيش داشتيم اتود ميزديم(كلاس تئاتر) بعد موضوع ايــــن بود ك طرف مياد تـــــو و يدفه برقا ميره و ايــــن طرف هم بشدت از تاريكي ميترسه و..(خودمون بايد ديالوگ ميساختيم)
ي دختره(أزون دافيا) اومــــد أجرا كنه بعد درحين اجرا ور داشت گفت " إ.. برقا چرا رفت؟! اين مخابراتم ي چيزيش ميشه ها!!"
اينو ك گفت كلاس اندرون خود رفت رو هوا..
حالا بعد چند روز ما داشتيم تـــــو جمع پسرونه ايــــن رخداد مهم رو مرور ميكرديم و ميخنديديم ك ب ي يباره متوجه دختره شديم ك پشتمون داره راه مياد.. جاتون خـــالــي آب شديما..
ولي جنبش بالا بود، خودشم خندش گرفته بود!!
آخه برق و مخابرات؟؟!!

Amiram21. 72.12.21 Khan
ديشب خواب ميديدم پرلايك ترين جوك هفته مال منه و از فورجوك اومدن وكارت شارژ رو بمن دادن و ميپرسن نظرت راجع ب فورجوك چيه؟؟
منم باكمال خوشحالي و غرور مي فرمايم: من بخاطر كيفيت ميام فورجوك نه بخاطر شارژ ..
و در همون أحوال بود ك ب افق پيوستم و بيدار شدم..

Amiram21.    72.12.21 Khan
آقا بالاخره من موفق شدم ك در مذاكراتم با گروه پنج + يك ( پنج تن از اعضاي بروز رساني + مديركل) تحريم هاي قديمي رو بردارم..!!
چند وقتي بود منشوري بودم،
ب لطف خــــــــدا و پشتيباني شما دوستان از حبس فورجوكي تبعيد شدم!!
اينجا اتاقمه بخاري هم نداره، سرد سرده (خودم عــــــاشـــق سرمام) وساعت هم ١:١١ بامداد يا خودكار خخخخخخخ تووووف
آي لافي يو فـــور جــــــــوک

Amiram21. 72.12.21 mohamaD Ali Mohammad Hosein Khan
جـــونـم براتون بگه ك آقا ما يه فاميلي داشتيم (دوست مادرم بود) پاكستان زندگي ميكرد،و شوهرش رو اونجا با تبر زده بودن كشته بودنش بيچاره رو..
بعد ايــــن خانومه ي دو هفته اي اومــــد و مهمون ما شد، تـــــو ايــــن دو هفته انواع و اقسام و مدل هاي غذاهاي پاكستاني رو پخت داد ما خورديم،
وقتي ك رفت مـــــــــادر منم جو گرفتش گفت ميخوام غذاي پاكستاني بذار�
من: ~_~
كامران، تواين غذاهه كدو بود سيب زميني بود باميه(ميوه) بود ، سير و پياز و از همه مهمتر انواع فلفل (دلمه اي،قرمز،سياه) هم بود!!
من پس از خوردن غذا : "&"
مامان: ^_^
غذا: *_+
يعني تا يك ماه غذاي ما يكي ازون مواد رو داشت،
يني شما فكرشو بكنيد ي لحظه ،توي قرمه سبزي فلفل ميريخت با كدو!!
انگشت كوچيكه ي پاي چپم ك از جورابم زده بيرون + كليپس ساراي حامد + اگزوز موتور كامران تو حلقتون اگه دروغ بگم!!
الانم داريم أملت با فلفل وسير ميخوريم، ب عبارتي اندرونم داره ميسوزه..

Amiram21. 72.12.21 Khan
خانوم من ي چيزي كفشيدندييم!!
بابام و مامانم سال ٧١ نامزد بودن بعد بابام ورميداره يه كليپس و دوتا شونه سـر واسه مامانم ميخره و با يه نامه پست ميكنه..
مامانمم أزون ور ي نامه مينويسه با ايــــن مضمون:
اول از روي أدب، اي گل بــــــــــــي خار سلا�
........................دوم از روي محبت، ب تـــــو دارم پيا�
چه كنم چاره ندارم ك فلك كرده جدا
...........از كدام غنچه بچينم ك دهد بوي تـــــو را..
اين خاطره رو الان برام تعريف كردن و من مشتاق بيشتر دونستن و اونا خوشحال ك مامانم گفت:
ولي اون چيزا ك فرستادي خوشگل نبودن،خيلي بد سليقه اي!!
بابامم نه گذاشت نه برداشت گفت: اگه بدسليقه نبودم ك تورو نميگرفتم :$)
و اونجا بود ك مامانم ب افق پيوست..
سپس بازگشت و فرمود(با بغض): خاك تـــــو ســـــر بيشعور نامردت كنن.. منو بگو ك واس خاطر تو اون همه خاستگار خوبو رد كردم.. خيكي!!
و...
فقط نميدونم بابام چرا سويچو از من گرفت..
كامران اينا چي ميگن!!داداش موتورت جا داره منم سواركني،دم..

Amiram21. 72.12.21 Khan
خانوم..
فقط ي خانوم ميتونه با ظرافت ودقت تمام ســـــر پيچ(ترجيحا با دنده يك) ي نفر بياد جلوش و حول شه و بجاي ترمز، گاز رو تا ته بگيره و بزنه طرف رو جوان ناكام كنه!!
مديونيد اگ فك كنيـد زيــــــر فشار ايــــن پستُ گذاشتم..
ب همون كيلومتر شمار خراب موتور كامران قسم(٠_•)

Amiram21.     72.12.21 Khan
بند سوم انگشت وسط دست راستم + جعبه فرمون موتور كامران توحلقتون اگه دروغ بگم؟؟
يكي از شادي هاي من اون قديما اين بود ك بجاي ايــــن ك گل بذارم لأي دفترخاطراتم تا خشك شه، پوست نارنگي رو ميذاشتم رو بخاري،خشك ك ميشد سريع ورميداشتم ميذاشتم لاي دفتر ٠_•

Amiram21.    72.12.21 Khan
ب يكي از دختراي كلاسمون ايــــن اس رو داد�
"ي زن وشوهر كره اي باهم دعواشون ميشه ،مرده ميگه:
셧뎁엦샣체
زنه ميگه:좫죹쿅제
مرد:잿빛 슢
زن: 토 켈 숄 혀
.
حالا مگه كره اي متوجه ميشي ك دنبال ميكني حرفاشونو؟؟!! "
برگشت گفت  "حالا چي هست؟"
منم گفت�
"احتمالا مرده ب زنه گفته براچي عاشق جومونگ شدي؟
زنه هم گفته ب توچه كچل خيكي
مرده هم وسايلشو جمع كرده گفته من ميرم خونه بابام و هروقت آدم شدي بيادنبالم :(("
ورداشت گفت 
"خیلی مسخره ای زن حق داشت منم عاشق جومونگم ^_^"
من: {•!•} !!
كامران اون شمع موتورتو بي زحمت بده من بكنم تو چشش!!
نه،اصـــــن ي كار ديگه ميكنيم، بيا دستو پاشو ببند تا ك روده بزرگ و كوچيكشو بهم گره بزنم +_+

Amiram21. 72.12.21 Khan
دخترم..
ما ي مخاطبي داشتيم ب نام رويا ، ايــــن خانوم پرستار بود از من دوماه بزرگتر..
بعد ي عادتي داشت شبا مثه جغد بيدار بود(از بوق سگ تا خروس خون)
ي ســــري ازش پرسيدم تـــــو اذيت نميشي ايــــن جوري ؟؟
گفت هعي .. ايران ديگه جــــاي موندن نيس..
من: O_o چرا اونوخت؟؟
رويا: حقوق بشر اينجا وجود نداره •_٠ اينجا نميتوني كليپس مورد علاقتو بزني ب سرت ، نميتوني چكمه بپوشي تا كمر، نميتوني ساپورتت رو تا شونه بالا بكشي ، نميتوني نميتوني!! ميفهمي؟؟
من: ^_^ آري آري ، پ برو ب سلامت
كامران اون دكمه اينترت رو بده ميخوام با زرد پي تحتاني انگشت اولي نه دومييم نه سوميه دست راستم بكنم تـــــو لوزالمعدش!!
حامد توهم بيا دستاشو بگير تكون نخوره ك بجاي لوزالمعده بكنم تو كيسه صفراش..
اصلا هم رابطه اي بين سؤالم با جوابش نميبينم،شما ميبينين؟؟

Amiram21. 72.12.21 Khan
خانوم..
يكي از بد بختي هاي من اينه ك ب اطرافيانم بفهمونم ك عزيز من اديسون لامپ رو اختراع كرده نه برق!!
پدرمو در آوردن بابا، از هر ١٠ نفر ، ٩ نفر اصرار دارن ك اديسون برق رو اختراع كرده، اون ١ نفرم بايد ب زور و هزار تا دليل قانعش كنم..
اصـــــن خود شما چي؟؟
بيخيال ،اون انگشت وسطي پاي چپم هست، بند سومش تـــــو حلق و گوش و بيني همتون!!
اه!!

Amiram21. 72.12.21 Khan
آقا نه، خانوم..
حتما مُشرِف ب ايــــن هستين ك تعداد خانوم ها حدود ٥٥ درصد از ٧٥ ميليون جمعيت ايرانِ، و آقايون ٤٥ درصد..
پس چرا ما بايد بگيم آقا،درحالي ك اكثر مخاطبا خانومن؟؟
تازشم ازين ٤٥ درصد آقايون همون جور ك مطلع هستين چيزي حدود ٢٠ درصد خانوم نما هستن و..
دخترا بياين ايــــن پرچم رو بگيرين تا پسرا لَت و پارم نكردن..!!