Amiram21. 72.12.21 Khan
خانوم من ي چيزي كفشيدندييم!!
بابام و مامانم سال ٧١ نامزد بودن بعد بابام ورميداره يه كليپس و دوتا شونه سـر واسه مامانم ميخره و با يه نامه پست ميكنه..
مامانمم أزون ور ي نامه مينويسه با ايــــن مضمون:
اول از روي أدب، اي گل بــــــــــــي خار سلا�
........................دوم از روي محبت، ب تـــــو دارم پيا�
چه كنم چاره ندارم ك فلك كرده جدا
...........از كدام غنچه بچينم ك دهد بوي تـــــو را..
اين خاطره رو الان برام تعريف كردن و من مشتاق بيشتر دونستن و اونا خوشحال ك مامانم گفت:
ولي اون چيزا ك فرستادي خوشگل نبودن،خيلي بد سليقه اي!!
بابامم نه گذاشت نه برداشت گفت: اگه بدسليقه نبودم ك تورو نميگرفتم :$)
و اونجا بود ك مامانم ب افق پيوست..
سپس بازگشت و فرمود(با بغض): خاك تـــــو ســـــر بيشعور نامردت كنن.. منو بگو ك واس خاطر تو اون همه خاستگار خوبو رد كردم.. خيكي!!
و...
فقط نميدونم بابام چرا سويچو از من گرفت..
كامران اينا چي ميگن!!داداش موتورت جا داره منم سواركني،دم..

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.