مصرعی میگویم و میگذرم....
کاروان در دل صحراست خدا رحم کند....
@shahbaz · ۳۸ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۵ رأی)
مصرعی میگویم و میگذرم....
کاروان در دل صحراست خدا رحم کند....
غمگین�
مثل سفره ای که هیچکس نفهمید خودش
سین دارد...
فاصله خیلی بود
بنگاه های شرط بندی کوفه
پول کلانی به جیب زدند
هیچ کس فکرش را نمی کرد
حرمله درست بزند
در گلوی شش ماهه
به قافـــ
قــتـلگاه-قسمـــ
قـافیه راباخته ام !
برامـــــــ کــربلا را ردیف کنـــ ...
خدا همیشه آنلاینه....
کافیه
دلت رو به روز رسانی کنی
اون موقع میبینی که در تک تک لحظات کنارتـــ بوده
و هست و خواهد بود....
اگر دیدی خط ها شلوغه و حس میکنی جوابی نمیاد،
از پسورد"یا حسین" استفاده کن....
خدا به این پسورد حساسه و به سرعت نور جواب میده.
گاهی که حس میکنیم ارتباط قطع شده.....
مشکل از مخاطب نیست، دل ما ویروس گرفته...
دانی چرا حسین
جنس غمش فرق می کند.!؟
آخر حسین؛
زخم های بدنش فرق می کند..!!
الهی خزون نیاد
کسی با تیرکمون نیاد
از سر نیزه خون نیاد
آتیش به خیممون نیاد
واي حسين(ع)
خبر رسیده که بوی سراب می آید
خبر رسیده که دارد رباب می آید...
ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺳﺮ ﭘﯿﺮﯼ ﭼﻪ ﺑﯽ ﻋﺼﺎ ﻣـــﺎﻧﺪﻩ
ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮ ﺯﻥ ﭘﺴـــــﺮ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﻳﺎ ﺍﻡّ ﺍﻟﺒﻨﻴﻦ ...
کم کم “یادت” دارد “بخیر” میشود
من شنیدم که شما فصل بهاری آقـــــــــــا!
به دل خسته ما صبر و قراری آقــــــــــــــا!
عمر یکسال گذشت و خبری از تو نشد
هوس آمدن این جمعه نداری آقــــــــــــا؟!
در هیاهوی شب عید، تو را گم کردی�
غافل از اینکه شما،اصل بهاری آقـــــــــــا…
تو سکوت قلب صحرا . . . لا الله الا الله
آروم آروم زیر لب ها . . . لا الله الا الله
بین تابوت تن زهرا . . . لا الله الا الله
به عزت و شرف لا الله الا الله
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیست�
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیست�
عجیب است پاییز ، سبزتر میکند اندوهت را
دل تنگی ام را با فاصله می نویسم تا شاید فاصله ای بین دلم و تنگی بیفتد ، چه خیال خامی !
این مدار فاصله مورب است ، چندی که بگذرد دوباره میشود : “تنگی دل”
الف قامت “ارباب” که بر میداری
این “رباب” است که میماند و تنهایی او
اسبهایی بودند
که وقتی نعل تازه خوردند
آرزو کردند کاش بمیرند و نتازند...
کنار قانون جاذبه نیوتن مینویسم:
«حتی یک قطره خون به زمین برنگشت»
زمین بی اصغر جاذبه نداشت.
گویا غمی تمام دلم را خریده است
قلبم ز عشق بیرق ماتم کشیده است
دیشب صدای خسته ای از روی بام گفت :
قد قامت العزا که محرم رسیده است
وقتی با نام و یاد شما آب میخوری�
انگار به جای آب می ناب میخوری�
مردم به نرخ روز اگر میخورند نان
ما نان به نرخ حضرت ارباب میخوری�