r

roya

@peroshat · ۶۳ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۳ رأی)

r
roya ۱۱ سال پیش
پیام

حتما که نباید شعر بلد باشى
تنها، بودن‌ت کافى ست،
همین که مى خندى،
نگاهم مى کنى،
و یا صداى‌ت را
در آغوشم جا مى گذارى،
همین بوى آرام نفس هات
که دورم مى پیچد.
بوسیدن چشمات،
یا خیره شدن به راه رفتن‌ت،
همه اینها یعنى شعر
تنها بودن‌ت کافى‌ست...

r
roya ۱۱ سال پیش
پیام

این شبها علی بر بالین فاطمه می نشیند
بغض می کند از اینکه امشب شاید شب آخر باشد
بغض می کند از کبودی ماه
علی تا صبح نمی خوابد
با هر گردش فاطمه در بستر هزار بار میمیرد
می گوید فاطمه جان، ببین می توانی بمانی ؛ بمان!
پس چه شد با علی همسفر ماندنت ؟
تسلیت میگم ایام فاطمیه رو به همه ی 4جوکیای عزیز

r
roya ۱۱ سال پیش
پیام

نخستین نگاه؛
لحظه ای است که در میان خواب و بیداری زندگی جدایی می اندازد.
نخستین نگاه دوست شبیه روحی است که در حال پرواز باشد و آسمان و زمین از آن سر میزند.
نخستین نگاه شریک زندگی نشانگر سخن خدا است که فرمود : بشنو.
نخستین بوسه؛
نخستین جرعه ای است از جام فرشتگان و چشمه عشق.
واژه ای است که از دهان بیرون می آید و قلب را به عرش مبدل و عشق را به شکل شاهزاده ای درمی آورد و از اخلاص تاج می‌سازد .نوازش لطیفی است حاکی از انگشتان نسیم بر دهان شکوفه ها...