"به نام چشماش"
دقت کردین لذتی که تو خوردن شیر و خرما می بری ، تو سواری بنز اس 500 این لذتو
نمی بری؟؟
.
.
.
.
.
.
الکی مثلا اینجا آلمانه ، ما هم همه در رفاهو ، اکثرا هم سواری بنزو تجربه کردیم.
@پدرم · ۳۳۱ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۶۵۰ رأی)
"به نام چشماش"
دقت کردین لذتی که تو خوردن شیر و خرما می بری ، تو سواری بنز اس 500 این لذتو
نمی بری؟؟
.
.
.
.
.
.
الکی مثلا اینجا آلمانه ، ما هم همه در رفاهو ، اکثرا هم سواری بنزو تجربه کردیم.
"به نام چشماش"
فرزند دوم خانواده به مادرش میگه مامان چرا بهشت در دستان تو نیست و زیر پاهات قرار داره؟
.
.
مادر اشک تو چشماش جمع میشه میگه بهشتو زیر پام گرفتم تو نکبت رو بزرگ کنم.
بعضی از دخترها لطف کنن قدر مادراشونو بیشتر بدونن. ^.^
(خب داد میزنه طرف دختر بوده )
"به نام چشماش"
@اعتراف میکنم@
چند ماه پیش نزدیکای ساعت 12ظهر تو صفحه مطالب خودم بودم،
خواستم خارج شم ، چشمم افتاد به امار سایت که عکس 2نفرو کشیده بود نوشته بود 245 _ اقا منم داشتم ذوق مرگ میشدم که آره 245 نفر همزمان هستن تو صفحه من دارن پستای منو میخونن_
هی میخواستم درس بخونم، میزد سرم بیام تو صفحه م بینم شدن چند نفر،تا چند ماه یه ادم دیگه شده بودم،غصه هامو یادم رفته بود،4جوکو به رفیقام معرفی میکردم،بهشون میگفتم"اره من 245نفر،270نفر،اخرشبا 100نفر و...از صفحه ی مطالبم دیدن میکنن،! تا اینکه چند شب پیش این آمارو تو صفحه اصلی 4جوکم دیدم،، موندم ترم شروع شه رفیقام اگه ازم بپرسن چطور میشه بدونی چند نفر دارن از مطالبت دیدن میکنن،چی بگم؟
"به نام چشماش"
من از وقتی گمت کردم شبو روزم زمستونه .. هوای هر جا صاف باشه ،هوای خونه بارونه ، هوای خونه بارونه .. من از وقتی گمت کردم، تموم رویاهام گم شد .. تو چی میدونی از اونی که قصه ش حرف مردم شد ، که قصه ش حرف مردم شد..........
"به نام چشماش"
کارم از یکی بود یکی نبود گذشته است....من در اوج قصه گم شده ام....
عشق یعنی "یکی بود" "یکی نابود"
"به نام چشماش"
یعنی داغونما....
دیشب تا صبح نشستم با هر دینی حساب کردم میرم جهنم.
"به نام چشماش"
درس است دیگر....
گاهی جوری زمین گیرت میکنه بازار هم نمیتونی بری.. بعدش میری سرجلسه جوری میزنشینت میکنه که اعصاب هیچکی رو نداری.ولی بازم با فکر کردن به حرفای عشقی که ازش دست کشیدی بدجور ارومت میکنه و واسه امتحان بعدی بیشتر خوابگاه نشینت میکنه.
دیگر توان نماز خواندن نداشت،خوابیده مهرش را بر پیشانی اش میگذاشت و نمازش را میخواند،حتی نماز صبح_ سرطان دیگر توان حرف زدن برایش نزاشته بود،اما شب اخر(نیم ساعت مانده به لحظه سال تحویل سال89) بلند شد، وضویش را گرفت و نماز اخرش را نیز خواند و به ارامی نفسی عمیق کشید و رفت_ "پدر جان" چشمانم پر اشک است،جیبانم خالی،مادرم مریض و هزاران ارزوی محال که هرشب در کنج ذهنم مرور میکنم_دلتنگی مرا به پیشوازت اورده، "پدر جان روزت مبارک"
"به نام چشماش"
نهار و شام دانشگاه و خوابگاه:
نهار هاش خوبه - شام ها هم خودمون املتو نهایتا دستامونو بسوزونیم با هزار بدبختی کته و ماست_
حالا من خیر سرم واسه فرجه اومدم خونه که به تغذیه م بیشتر برسم. "بخدا" نهار و شامای خونمون: روز اول،مرغ_شامش ماکارونی..... بعدش غذا یکی از این 4تا بود،خداوکیل رد خور نداشت: 1ماکارونی 2املت 3لوبیا پلو(اه اه اه) 4رشته پلو *ناگفته نمونه یه وعده هم قرمه سبزی بود چون مهمون داشتیم* الانم دارم نون رب میخورم،ولی خدایی نون رب خیلی خوشمزست،پیشنهاد میکنم امتحان کنید
"به نام چشماش"
انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند. *کورش بزرگ*
اعتراف میکنم،هنوزم اهنگ "طرفدار" و "یکی هست" منو از عالم بدبختیام به عالمی میبرن که واقعیتش اسمشو نمیدونم.
"به نام چشماش"
خدایا همه از تو میخواهند "بدهی" ، اما من از تو میخواهم "بگیری" ، خستگی،دلتنگی، وغصه ها را از لحظه لحظه ی همه ی بچه های 4 جوک.
"به نام چشماش"
مرسی از کسایی که مرتضی تو دلشون کمرنگ نشده و توی پستاشون اسمشو میارن و متن ترانه هاشو مینویسن..خصوصا مهتا74 - ممنون از تک تکتون
"به نام چشماش"
تو چی میدونی از اونی که قصه ش حرف مردم شد......... لایک داره بخدا.
"به نام چشماش"
خیلی از پستا 4جوکه! اما بعضی از پستا واقعا 4گریه ست..
"به نام چشماش"
بعضیا باید بدونن ما دردامون خاصه،پستامون کمه حرفامون،آسه/خندمون کمه گریمون زیاده/چشمامون خیسه دلامون پاکه/بابا نداریم،خاطراتشو که داریم/پولو نداریم،غیرت کارو که داریم/لاینو وایبرو اینا نداریم،4جوکو که داریم/درسته درسا سخته،اما واسه یه دانشجوی خسته/دوریم از خونه اما همیشه که اینجوری نمی مونه/الان اشک تو چشه اما....هی بچه های عزیز 4جوکی حالم گرفته بدجور.
شاد و پرانرژی باش..
از جملات مثبت استفاده کن..
خودت رو دوست داشته باش...
روی خوش زندگی رو ببین و خوش بین باش..
و در نهایت به قدرت خدا ایمان داشته باش...
دیشبی از ساعت 4تا 5نصفه شب خط به خط پستای یه خانمی به اسم مهتا74 رو خوندم تو خوابگاه_اونم تو حرفاش از مرتضی و شادمهر عزیز نوشته بود،اولین باره اینجور احساساتی از یه خانم می بینم(واقعا خوشم اومد)_ بچه ها بخدا خیلی وضعم خرابه،بازم بیخیال همه چی شدم_از 16ام هم امتحانای ترم شروع میشه_باور کنید این شده کارم: "تا نصفه شب تو 4جوک،فرداش تا ساعت 11 خواب"
"به نام چشماش"
داشتم اهنگ "یکی هست" رو گوش میدادم،گفتم بیام 4جوک شاید حواسم پرت بشه اشکام کمتر بریزه..به قول داداش مرتضی : میترسم یه روزی برسه که.......
..."به نام چشماش"...
حق دارن اون چشمات اگه پرتوقعن/اخه تو این دنیا چند نفر شکل توئن؟؟