س

سمانه

@*سمانه جون* · ۳۸ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

*
*angle* ۱۲ سال پیش
جوک

بچه که بودیم ی بار با دختر داییم که هم سن خودمه با مامان بزرگم رفتیم مسجد که وا3 ناهار نذری ابگوشت میدادن جاتون خالی تو هر قاشقش که بالا میاوردی 10 تا حلقه پیاز بود (ما هم که پیاز خورررررر!!!)وا3 خلا30 از شر پیازا همه رو دونه دونه با قاشق جداکردیم با هزار زحمت گذاشتیم لای یه تیکه نون که ی ساعتی طول کشید تو فکر این بودیم چ طوری از شذشون خلاص شیم ک عاقا سرمونو که اوردیم بالا دیدیم همه زنا چپ چپ نیگامون میکنن یکی از زنا با خنده گفت اخیییییییییی همه رو گذاشتین که با هم بخورین؟ ما هم که تو آمپاس شدید !!!
ابگوشتو نخورده نونرو با زور گذاشتیم تو دهنمون با هزار زحمت قورت دادیمو و الفرار قیافمون دیدنی بود
مزش هنوز زیر زبونمه و هر 2 تامون هنوز ک هنوزه بعد 10 سال پیازو دیدنی حالت تهوع میگیریم.
بله ی همچین بچه هایی بودیم ما...