a

atm2101

@hugeman · ۹ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

a
amir ali 2101 ۱۲ سال پیش
پیام

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﻘﻠﺐ ﻋُﻤﺮﻡ، ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺭﯾﺎﺿﯽ،
ﺛﻠﺚ ﺍﻭﻝ
- ﭘﯿﺲ ﭘﯿﺲ 9 ﮐﺪﻭﻡ ﻋﺪﺩ ﺑﻮﺩ ؟
- ﺟﻠﻮﯾﯽ : ﻫﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﮐﻠﻪ ﺵ ﮔﺮﺩﻩ
- ﮔِﺮﺩﺍﻟﯿﺶ ﺳﻤﺖ ﭼﭙﻪ ﯾﺎ ﺭﺍﺳﺖ ؟
- ﺟﻠﻮﯾﻢ : ﭼﭗ
- ﻣﻦ : ﭼﭗ ﮐُﺪﻭﻡ ﻃﺮﻓﻪ؟؟؟
- ﺟﻠﻮﯾﯿﻢ : |:

a
amir ali 2101 ۱۲ سال پیش
پیام

شاگرد میوه فروش تند تند پاکت‌های میوه رو توی ماشین مشتری‌ها میذاشت و انعام میگرفت…
پیرزن باخودش فکر می‌کرد چی می‌شد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه…
رفت نزدیک تر…
چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه‌های خراب و گندیده داخلش بود…
با خودش گفت چه خوبه سالم‌ترهاشو ببره خونه…
می‌تونست قسمت‌های خراب میوه‌ها رو جدا کنه و بقیه رو بده به بچه‌هاش، هم اسراف نمی‌شد هم بچه‌هاش شاد می‌شدن…
برق خوشحالی توی چشماش دوید،
دیگه سردش نبود!
پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه، تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت: “دست نزن نِنه! وَخه برو دُنبال کارت!!”
پیرزن زود بلند شد…
خجالت کشید!
چند تا از مشتری‌ها نگاهش کردند! صورتش رو قرص گرفت…
دوباره سردش شد!
راهش رو کشید رفت…
چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : “مادر جان… مادر جان!”
پیرزن ایستاد…
برگشت و به زن نگاه کرد! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت: “اینارو برای شما گرفتم!”
سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه… موز و پرتغال و انار…
پیرزن گفت : “دستِت دَرد نِکُنه نِنه، ما مُستَحق نیستُم!”
زن گفت: “اما من مستحقم مادر…
من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع خود توجه کردن و دوست داشتن همه انسانها و احترام به همه آنها هستم، بی‌هيچ توقعی…
اگه اینارو نگیری دلمو شکستی! جون بچه‌هات بگیر!”
زن منتظر جواب پیرزن نموند… میوه‌هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد… پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه می‌کرد…‌
قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش…
دوباره گرمش شده بود…
با صدای لرزانی گفت: “پیر شی ننه… پیر شی! خیر بیبینی

a
amir ali 2101 ۱۲ سال پیش
پیام

اى كاش حرم بودم و مهمان تو بودم/مهمان تو وسفره احسان تو بود�
يك عمر گذشت و سروسامان نگرفتم/اى كاش فقط بى سروسامان تو بود�
تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد/زان روز چو آهوى بيابان تو بود�
طوفان عجيبى است غم عاشقى تو/چون موج اسير تو و طوفان تو بود�
اى گنبد عشق،من خسته دل اى كاش/چون كفتر پربسته ايوان تو بود�
يك پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست/اى كاش که زوار خراسان تو بودم