س

سجاد

@زردآلو · ۹ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ش
شکوفه زردآلو ۱۳ سال پیش
پیام

هه..بچه ک بودم آب دهنم موقع خواب میریخت رو بالشت و کاملا خیس میشد و لکه لکه...
اون روز صب ک از خواب پاشدم برم دانشگاه- بابام تازه اومده بود- رفت سره رخت خوابه من ک بخوابه شب ک برگشتم بهم گف سجاد خجالت نمیکشی هنوز شبا آبه دهنت میریزه?
هه..منم با حالت بچگانه جواب دادم آله بابایی هنوژ بچهه لوش و نونولت�
خیلی دوس داشتم اون موقع راستشو بگ�
ن پدرم دیگه آب دهنم نمیریزه رو بالشت الان دیگه غمو غصه هامه ک میریزه رو بالشت

ش
شکوفه زردآلو ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا ی روز داشتم أ دانشگاه برمیگشتم چشتون روز بد نبینه ی چند تا از ای گودزیلاها افتاده بودن ب جون ی خودپرداز
یکیشون ی کارت تلفن کرد توش بعدشم محکم زد رو خودپرداز گف اه چرا پول نمیده
ب قرآن ما بچه بودیم جرأت نمیکردیم بریم سمت ماشین حساب چ برسه...
ن خدا وکیلی شمام بچه بودین سمت ماشین حساب نمیرفتین یا فقط من اینجوری بودم:-p

س
سجاد ۱۳ سال پیش
پیام

دمه همه ی بچه های 4jok گر�
من شبا از فکر زندگیو دوریه یار خوابم نمیبره ولی وقتی میام 4jok روحیم عوض میشه
خیلی مردین ب خدا
فقط اگه میشه رو صفحه اصلی پست غمگین نزارین همه ب اندازه کافی غم داری�
‏(راستی قابل توجه خانومای محترم مردونگی ب معرفته ن جنسیت شمام میتونین مرد باشین خیلی بهتر از مردای نامرد)

م
مثلث غریب ۱۴ سال پیش
پیام

<p>
میشه از عشق تو گفت...
میشه با ستاره های چشم تو مغرب نو،مشرق نو بر پا کرد...
میشه از برق نگات خورشیدو خاکستر کرد...
میشه از گندومی های سر زلفت یه عالم شعر نوشت...
آره از عشق تو دیوونگی هم عالمیه...
آره از عشق تو مردن داره...
آره از عشق تو مردن داره...
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد...
میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست تو هم راحت شد...
اگه از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت...</p>