بزن به افتخار بابا پنجعلی …
با این که فراموشی داشت
زنش لیلا رو فراموش نکرد …
@scorpion59 · ۷۵ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
بزن به افتخار بابا پنجعلی …
با این که فراموشی داشت
زنش لیلا رو فراموش نکرد …
هیچ هیولایی ترسناکتر از آدمی نیست
که کمین کرده اشتباه کنی و بپره بگه دیدی گفتم!
زنگ زدم به دوستم بعد گوشیش گفت:
برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر به صلاح نمیباشد!
امروز رفتم پارک
3 نفر والیبال بازی میکردن
دو نفر بدمینتون
دو نفر تخته
یه دویست سیصد نفر هم داشتن زغال میچرخوندن
لامصبا همشون دنبال تفریح سالم هستن :|
چیه هی میگین لایک کن لایک کن
خسته ام می فهمی خسته
اگر تو زندگی کمی احساس خوشبختی کردید
مطمئن باشید که جلو دوربین مخفی هستید
یه لبخند بزنید و برید دنبال بدبختی هاتون :|
یه خیابونی تو ایتالیا هست به نام کاری، تاکسیا که رد می شن ملت داد می زنن سرِ کاری … راننده ها هم فحش می دن و می رن.
اگه شنا واقعا لاغر میکنه پس نهنگ چی میگه!؟
همین موضوع در خصوص گیاهخواری لاغری و گاو هم صدق میکنه!
سکه اومده پائین، آقایون عربده کشى تو خونه فراموش نشه! : ))
همه به دنبال کلاس بالاتر میگردند
اما کسی به فکر مدرسه خوب نیست .
آثار هنری به دو دلیل ارزشمندند :
اول اینکه توسط استادان بوجود آمده اند.
دوم اینکه تعدادشان کم است.
شما گنج پر ارزشی هستید. زیرا توسط بزرگترین استاد خلق شده اید و
فقط یکی هستید .
اینبار از راه حل تو این مسئله را حل کردم و بالاخره فهمیدم که
جواب محبت از راه حل تو خیانت است!
هرچیزی تاوانی دارد:
تاوان خیانت، عاشق یه خائن شدنه!
هرچی فکر میکنم میبین�
ﻧﯿﺎﺯﯼ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻃﺮﺍﻓﻤﻮﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﺑﺎﺷﻪ!
ﻫﻤﻮﻥ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﻤﻮﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺁﺩﻡ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﮐﺎﻓﯿﻪ …
درویشی زیر سایه ی الاغش استراحت میکرد، شاه از آنجا میگذشت
درویش را در حال استراحت دید، به درویش گفت: ای مرد اینجا چه کار میکنی؟
درویش گفت: عمر شاه دراز باد، زیر سایه ی شما استراحت میکنم
تاریکی نمیتواند تاریکی را از بین ببرد. فقط نور است که میتواند
نفرت نمیتواند نفرت را از بین ببرد، فقط صلح و دوستی است که میتواند . . .
انسان بیشتر دلش مى خواهد درکش کنند تا دوستش داشته باشند . . .
گاهی باید کر بود گاهی کور
گاهی لال، گاهی هم نباید آدم بود . . .
این چند نکته رو رعایت کنی
همه چیز تو زندگیت
همــــــیشه درست پیش میره!
یارو دو ساعت داره خودپردازو انگولک می کنه تازه برگشته می گه شمام کار دارین؟
پ نه پ وایستادیم اینجا بنیه و پشتکارِ شما رو سرلوحه زندگیمون قرار بدیم
رفتم سرِ خاکِ مادربزرگم دارم با یه تیکه سنگ کوچولو میزنم به سنگِ قبرش
خانومه اومده میگه می خواى فاتحه بخونى؟
میگم پ ن پ کلید نیاوردم موندم پشتِ در