من به دلتنگی شبهای ملول
و تهی مانده خود از شادی
ذهنم از خاطرها سرشار
من به تنهایی خویش و به تنهایی باغ…
و به یک معجزه می اندیشم…
@0933124 · ۴۰ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
من به دلتنگی شبهای ملول
و تهی مانده خود از شادی
ذهنم از خاطرها سرشار
من به تنهایی خویش و به تنهایی باغ…
و به یک معجزه می اندیشم…
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده ….. قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده ….. خیلی وقته دیگه بارون نزده ….. رنگ عشق به این خیابون نزده ….. خیلی وقته ابری پر پر نشده ….. دل آسمون سبکتر نشده
ه فرقی دارد
تابستان یا پاییز
دردت به جان�
پیک های گمنام می گویند
در بلندای یکی از همین شب ها
عمیق ترین تنفس عشق
با غمزه ی نگاه تو
سیل اندوه را
از حافظه ی بی قرار
دور خواهد کرد
و در برهوت بی راه
راه را نشان خواهد داد
تنهایم…
اما دلتنگ آغوشی نیستم …خسته ام …
ولی به تکیه گاهی نمی اندیشم …
چشمهایم تر هستند و قرمز …
ولی رازی ندارم …
چون مدت هاست …
دیگر کسی مرا “خیلی” دوست ندارد !!!
عزیزم خواب و بیدارت قشنگه / شب من بی تو و بی آب و رنگه
بخواب ای نازنینم, مهربونم, دلنشینم / منم من, عاشقت, آروم باش بهترینم . .