ع

عشقم

@aytak kiani · ۲۹۳ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۹ رأی)

A
Aytak ۱۲ سال پیش
جوک

سلااااااام دوستان گرا�
یه سوال ازتون داشتم اونم اینکه اونایی که مثلا یه فحش یا حرف بدو جدا مینویسن دقیقا میخوان چیو ثابت کنن؟؟
اینکه وقتی جدا نوشته میشه ما نمی تونیم بخونیمشون یا اینکه از میزان حرف بد بودنشون کاسته میشه؟؟؟
اخه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من در این مضمون هنگ کردم.

A
Aytak ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا گوشی بابام لمسیه هنگ کرده داده بیرون واسه تعمیر حالا اومده گوشی قدیمی من که لمسی نیست رو به مدت موقت ورداشته حالا رفته بودیم خونه عممینا بابام خواست به یه نفر زنگ بزنه دیدم داره نامهارو رو صفحه گوشی فشار میده.
منم یواش بهش گفتم:گوشی لمسی نیست. دیدم توجه نکرد دوباره یواش گفتم بازم توجه نکرد بعد پسر عموم اومده میگه:عمو میدونستی اینا با دکمه کار میکنن که خونه رفت رو هوا بابام که متوجه سوتیش شده بود اروم و خیلی ریلکس درحالی که ما داشتیم همدیگره گاز میگرفتیم رفت مکالمشو انجام داد.
بعهلهههه یه همچین بابایی دارم من

A
Aytak ۱۲ سال پیش
جوک

تاحالا دقت کردین هروقت دارین انار میخورین اگه فقط یه دونه انار تو پوستش مونده باشه تمام دقتمونو به کارمیگیریم تا اون انارو از پوست در بیاریم اخرش هم موفق نمی شیم اون دونه اناره میترکه؟؟؟.
ااااااااااا دقت نکرده بودین اشکالی نداره از این به بعد بیش تر دقت کنین...
^_^

A
Aytak ۱۲ سال پیش
جوک

تا حالا دقت کردین دوره دبستان هر وقت معلم می گفت یکی پاشه تخته رو پاک کنه همه هجوم می بردن تازه اونوقت ها تخته ها تخته سیاه بود سرتا پامون گچی میشد ولی الان که معلم میگه یکی پاشه تخته رو پاک کنه هیشکی مسعولیتشو بر عهده نمیگیره اخر سر معلم ضایه شده خودش پامیشه...؟؟؟
اخه من نمی دونم چرا ما بزرگ میشیم اینقد مهربون میشیم؟
^_^

~
~*princess katya*~ ۱۲ سال پیش
پیام

AK**************************************************
ماهمه بچه ها 4جوکی هستیم هی
بر سر کولر با پدر بحث میکنیم هی
کو جوک ما کو جوک ما کوش جوک ما هی
کو لایک ما کو لایک ما کوش لایک ما هی
حالمون جا اومد وقتی پستمون تایید شد
حالمون جا اومد وقتی پستمون تایید شد
مرگ بر فیسبوک درود بر 4جوک
نوکرتیم کامپیوتر جان
دوست داریم یخچال جان

~
~*princess katya*~ ۱۲ سال پیش
جوک

عاغا از شرکت بابام بهشون دو قوطی ابمیوه دادن بابام هم یه بسته اناناس یه بسته هم سیب وموز برداشته اوورده خونه.
بهش میگم:چرا پرتقال و هلو ورنداشتی؟
میگه: چون میدونستم تو دوست داری ور نداشتم.
میگم :اخه چرا؟
میگه: چون اگه ور میداشتم تو همشو میخوردی وبرا ماهم نمیذاشتی اینارو ورداشتم که تو نخوری همشو خودم بخورم.
اخه شما بگید این پدر با محبته که من دارم عایا.
من:(((
بابام:)))
ابمیوه ها: چهره نا معلوم است.