بعضی ها وقتی سوار اتوبوس خالی میشن اینقدر مبهوت و ذوق زده میشن که نمییدونند کدوم صندلی بشینن.؟!!!
دیروز یه خانومه سوار اتوبوس شد بیچاره دقیقا همین حالت براش پیش اومده بود اینقدر پاشد و نشست و جابه جا شد که رسید به مقصد.
وایمیستاد سنگین تر بود!!
@من و مهدی · ۵۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
بعضی ها وقتی سوار اتوبوس خالی میشن اینقدر مبهوت و ذوق زده میشن که نمییدونند کدوم صندلی بشینن.؟!!!
دیروز یه خانومه سوار اتوبوس شد بیچاره دقیقا همین حالت براش پیش اومده بود اینقدر پاشد و نشست و جابه جا شد که رسید به مقصد.
وایمیستاد سنگین تر بود!!
چه شوری میزند دلم وقتی...
در چشم دیگران
انقدر شیرین میشوی....
چند روز پیش داشتم از سرکار برمیگشتم حدود ظهر بود منم گشنه بودم شدید سوار اتوبوس شدم برم خونه یه خانم رو به روم نشسته بود تمام طول مسیر با زبونش بین دندوناش میگشت یه چی پیدا میکرد میجویید بعد میداد پایین فکر کنم وعده ناهارشو تکمیل کرد
منم که سیر شدم هیچ تا دو روز بعدشم سیر بود�
دل تکونی از خونه تکونی واجبتره.
دلتو بتکون از حرفها, بغضها, ادما
دلتو بتکون از هرچی که تواین یکسال یادش دلتو به درد اورد از خاطرهایی که گریهاش بیشتر از خنده هاش بود
از نفهمیدن اوناییکه که همیشه فهمیدیشون.
اگه با یه ببخشید منم مقصر بودم یکیرو اروم میکنی ارومش کن
دلتو بتکون یه نفس عمیق بکش سلام کن به بهار, به اتفاقای خوب
دیشب همه فامیل دور هم جمع بودیم پسر داییم در واقع گودزیلای خانوادمون سه سال و نیمشه خیلی شر و شیطونه اومده بود اویزون گردنم شده بود هی داد میزد بهش میگم امیر دیگه مغزم درد گرفت برو اونور یه ذره رفته عقب میگه مگه تو مغزم داری دوباره به شیوه وحشیانه تری بهم حمله کرد نمیدونید ننه و باباش چه ذوقی میکردن...
به مامانم میگم مامان سرم خیلی درد میکنه چکار کنم برگشته میگه سرو میخوای چکار کنی بکن بندازش دور
الان پی بردم به اینکه منو از تو جوب پیدا کردن.
یه پسر دایی دارم 4 سالش نسبت به سنش خیلی گنده تر منم ازش حساب میبرم چه برسه به بچه های دیگه دیشب با کلی ترفند و وعده و وعید نشوندنش نقاشی بکشه بعد کلی بالا پایین رفتن و غلط خوردن یه مرغ کج و کوله کشیده بابا و مامانش کلی ذوق کردن میگن حالا این چی هست میگه این سمیراست از دیشب از زور افسردگی خوابم نبرده اخه اینم فامیل ما داریم.....
خیلی جالبه تو این سرما و زمستونی که همه خودشونو مثل پتو میکنندا مواردی هم هستن که یقشونو همچین تا نافشون باز میزارن ه انگار میخوان بچه شیر بدن :|
اصن یه وضعی...
من نمی دونم این دختر خانومایی که عینک میزارند رو سرشون واقعا نه؟ واقعا کاربرد عینک دودی رو نمی دانند! دختره چشماش تو افتاب داره از کاسه در میادا ولی حاضر نیست اون عینک دودی رو بیاره پایین عزیز من تل لازم داری خیلی ارزونتر چرا اینقدر هزینه عینک میکنی!
بد میگم! نه خداییش بد میگم?
خداوندا...
خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هست�
مبادا گم کنم راه قشنگ ارزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت
مرا تنها تو نگذاری
که من تنهاترین تنهام; انسانم.
اگر گاهى ندانسته به احساس تو خندیدم،و یا از روى خودخواهى فقط خود را پسندیدم،اگر از دست من در خلوت خود گریه اى کردى،اگر بد کردم و هرگز به روى خود نیاوردى،اگر زخمى چشیدى گاه گاهى از زبان من،اگر رنجیده خاطر گشتى از لحن بیان من ...حلالم کن...
لابلای گل سرخ،درمیان کوچه سبزخیال..
شادیت حس قشنگیست ک من میطلبم..
:-)
خدا قسمت هیچکس نکنه!
باید اعتراف کنم هر وقت یکی نماز میخوند میرفتم جلوش اینقد ادا میومدم که خندش بگیره
یه روز مامانم نماز میخوند رفتم سراغش تا اخر نمازش براش ادا اومدم جاتون خالی نباشه سلامش تموم نشده مثل گودزیلایی خشمگین چنان تربیتم کرد که از اون روز دیگه با هیچ احدی از این کارا نکردم تازه کسیم داره نماز میخونه تا شعاع چند متریشم نمیر�
{تربیت کردن یعنی همین}
من نمیدونم این بسرایی که خودشونو شبیه دخترا میکنند با چه اعتماد به نفسی میرن به عنوان مرد زن بگیرن؟؟!
والا به قرعان مردی گفتن زنی گفتن اینجوری تشخیص عروس و دامادم مشکل میشه
از همان روز که مسکین سرای تو شدم
به تو سوگند نمک گیر عطای تو شد�
گر کسی سلطنتی یافت به خود مینازد
من کنم ناز به عالم که گدای تو شد�
اللهم العجل لولیک الفرج
تا حالا شده خودتون با خودتون کتک کاری کنید؟
چند روز بیش داشتم میرفتم بانک نگاه کردم رو لباسم یه حشره بزرگ نشسته منم که از حشره ها متنفر شروع کردم به خودزنی که این حشره بیوفته...مگه حالا میفتاد بالاخره بعد کلی دعوا ولم کرد
به خودم که اومدم دیدم جماعتی باتعجب دارن نگام میکنند منم سریعا محل رو به سمت افق ترک کردم