عاقا من عاشق یکی شد�
رفتم پروفایلش بهش پی ام بدم....
عكسش دو نفره بود
عاشق دوستش شدم
رفتم پروفایل دوستش دیدم عکس دسته جمعی گذاشته با دوستاش
الان نمیدونم عاشق کی شدم ولی حس خوبیه
@marimaral · ۹۱ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۱ رأی)
عاقا من عاشق یکی شد�
رفتم پروفایلش بهش پی ام بدم....
عكسش دو نفره بود
عاشق دوستش شدم
رفتم پروفایل دوستش دیدم عکس دسته جمعی گذاشته با دوستاش
الان نمیدونم عاشق کی شدم ولی حس خوبیه
****ویژه برای خوبم****
من عکسی را که هیچ وقت کنار هم ننشستیم و نگرفتیم را قاب کردم چه زیباست قابی که هر روز عاشقانه های نچشیده را به تصویر میکشد
عید بدون بابا خررررررررر است
شادی روح بابا هایی که دیگه نداریمشون صلوات
مورد داشتیم طرف واسه اینکه حجم دانلودش تموم نشه عکس دانلود نمیکرده از عکس مورد نظر شات اسکرین میگرفته
.
.
.
مدیونید اگه فکر کنید اون طرف من هستما:D
چند شب پیش به مخاطب خاصم میگم دیر وقته برو بخواب فردا هم باید بری سرکار
میگه تو داری منو میپیچونی گفتم بشین تا نصفه شب چت کنیم و
صبحم با هزار زحمت از رختخواب بلند شی روزم تو شرکت خوابت ببره
از اونجا بندازنت بیرون،بی پول شی،افسردگی بگیری معتاد شی بیام از جوب جمعت کنم
الان ۴۸ ساعتی میشه آنلاین ندیدمش :دی
انقدر از مخاطب خاصم براتون نوشت�
امروز میگه وقتی ۴جوک میخونم انگار دفتر خاطراتمو ورق میزنم :دی
این خاطره از مخاطب خاصمه:
امتحانه انشا داشته میخواسته وظایف یه دکتر رو شرح بده نوشته:
اگر دکترها به مریض ها توجه نکنن حال مریضها ضــــــــــــــخــــــــــــــــیــــــــــــــــــــم میشود
و ممکن است از بین بروند
مخاطب خاصم (*!*)
معلمش (@!@)
ضخیم ^!^
وخیم•-°
یکی از همسایه هامون از کربلا اومده انقدر براش بنر خوش امد زدن
اگه پول اونا رو بهش میدادن میتونست بره حج تمتع
در و همسایه نیستن که یه مشت روان پریش دور هم تشکیل محله دادیم (°؟°)
به مخاطب خاصم میگم حدس بزن امشب شام چی خوردم. با ش هم شروع میشه.
میگه شتر؟
میگم نه عزیزم شاخ گاو خور�
مگه میذارن یه لقمه شله زرد نذری بره پایین (^!^)
دقت کردید تو کامنتا همه اتفاقی میوفته جز نظر دادن؟
اونا که عاشقن قربون صدقه هم میرن
اونا که قهرن بهم تیکه میندازن
اونایی که دنبال کیس میگردن مخ میزنن
یه دسته دیگه هم هستن که تو کامنتا خیلی نرم منت کشی میکنن
از دیگران شکایت نمی کنم بلکه خودم را تغییر میدهم،
چرا که کفش پوشیدن راحتتر از فرش کردن دنیاست.
( کوروش کبیر)
دقت کردید مجری ها همشون دیروز یه جایی بودن یه دوستی رو دیدن
یا اتفاقی یه کتابی خوندن که بی ربط به موضوع بحث امروزشون نیست؟^_^
گودزیلای داداشم ۸سالشه به من میگه وقتی من دارم تو عصبانیت حرف میزنم نخند
روشن شد؟؟؟ روشن نشد روشن کنم بعد همینجوری مات نگاش کردم میگه اگه هنگی ریستت کنم:|
اعتراف میکنم: حدودا ۵-۴ ساله بودم رفتم تو حیاط خونه دوستم که بازی کنیم
مامان بزرگش اومد تو حیاط دندوناشو کنار حوض درآورد زیر شیر آب شست
من تا یه هفته داشتم سعی میکردم دندونامو در بیارم
بگیرم زیر شیر اب بشورم از شر مسواک خلاص ش�
اینجوری نگام نکنید خب دهه شصتی ام، گودزیلا نیستم که فارغ التحصیل دنیا اومده باشم
خوشبختی یعنی:
وقتی یه شبایی که خوابت نمیاد و میخوای یه چند ساعتی از شب رو تو نت بچرخی
مخاطب خاصت بهت پیام بده
چنین شبایی فک میکنم میخوام پاره تنم،عزیزم رو بفرستم وسط یه عالمه گرگ.
مراقب خودت باش نفس من.من میخوابم عزیزم
به بعضیا باید گفت:
غمی که حاصل غم رفتن تو باشه،غم نیست
گود بای پارتیه جعفره *___*
امروز دلم برای مخاطب خاصم تنگ شد بود رفتم سراغ کتابای که بهم هدیه داده بود
داشتم صفحه اولشون که یادداشت نوشته بود رو میخوند�
در همین حین ایشون پیام دادن
+ سلام چطوری چیکار میکنی؟
- سلام خوبم اتفاقا دلم برات تنگ شده ،داشتم یادداشتا تو میخوندم ،کجایی الان خوابگاهی؟
+ نه
یعنی من زیر موج احساسات ایشون نابود شدماااااا له له ام
تا حالا دقت کردین مامان خانومی های ما وقتایی که ما شیطونی میکردیم
اراده میکردن میتونستن یه جایی ما رو زندانی کنن
انباری،آشپزخونه از همه جا ترسناک تر حموم با اون کاشی های ترک خورده
اما حالااااا انباری ها ۳۰ طبقه پایین تره ،آشپزخونه ها اوپن،حموم ها هم که حموم نیستن هتلن !
مورد داشتیم عروس و داماد داشتن وسط سالن میرقصیدن
داماد دست عروس رو میگیره بالاسرش تا عروس یه دور ،دور خودش بچرخه
انقدر میپیچونه دست عروس رو تا دست عروس در میره خخخخخ
یادتونه زمان ما وقتی مامان میخواست بره بیرون در یخچالو قفل میکردن کیلدشم قایمم میکرد
حالا واسه این گوزیلاها کشو درست میکنن راحت باشن
ما نسل سوخته نیستیم که نسل جزغاله ایم خخخخخ