م

محمد غلامی

@Mohammadgholami20 · ۱۰۹ امتیاز

★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)

م
م ح م د ۱۲ سال پیش
جوک

هرجا که با کلاسه اونجا هستش
قلاده ی سگی درون دستش
بعد یه آرایش صدتا صدتا
دختر چهل کیلو میشه نود تا
ترشیده و رو دست مادر هنوز
میگه شوهر میخوام مثله "تام کروز"
شوهری می خواهم که دکتر باشه
حساب بانک سوییسش پر باشه
باید هزار تا سکه مهرم کنه
تا روی دخترخالمو کم کنه
عروسیمون بالای برج میلاد
گذشته هاشو برده انگار از یاد
دختره تا کرج نرفته تا حالا
ماه عسل می گه بریم آمریکا

م
م ح م د ۱۲ سال پیش
جوک

کفشای جورواجور بجا ارُسّی
شومینه و شوفاژ بجای کرسی
لامپای مهتابی بجای توری
کتری های برقی بجای قوری
آخر برنامه غذایی مون نوشته
"گالینابلانکا"جای آش رشته
جوونامون بعضیا قِرتی شدن
اعتیاد اومد و زپرتی شدن
با آمپول و قرص و کراک و شیشه
هیچ کسی عاقبت به خیر نمی شه

م
م ح م د ۱۲ سال پیش
جوک

تو قهوه خونه ها جوونِ بیجون
شب تا سحر نشسته پای قلیون
صبحا که موقعه حساب کتابه
تازه طرف تا لنگ ظهر می خوابه
بعدِ ناهار و ساعت اداری
دنبال کار می گرده از بیکاری
به هر محله مشغول سرکشی
شش نفری می رن مسافر کشی
دخترای پر از فیس و افاده
دختر از دماغ فیل افتاده
اسم شناسنامش اگه زلیخواست
با صد کرشمه می گه اسمم آیداست

م
م ح م د ۱۲ سال پیش
جوک

این که خوابیده است اینجا آدمی جوگیر بود
ظاهرش جیغ و صدایش عینهو آژیر بود
از همان وقت تولد داخل گهواره اش
دایماً دلواپس آمار مرگ و میر بود
این اواخر دستش آمد تازه دنیا دست کیست
سعی کرد آدم شود البته دیگر دیر بود
شعرهایش گرچه از ذوق و لطافت بهره داشت
غُر غُر و زخم زبانش بدتر از شمشیر بود
سالها جان کند تا چیزی شود اما نشد
کوشش وسعی و تلاشش در خور تقدیر بود!

م
م ح م د ۱۲ سال پیش
جوک

خوابگاهی عجیب و تک داری�
در بدنسازی‌اش خرک داری�
پولدار و فقیر یکسانند
از همه قشر و هر دهک داری�
روز و شب در تلاش بی‌وقفه
کشت تدریجیِ کپک داری�
تا مگر ظرف‌ها تمیز شود
مته، سمباده، کاردک داری�
در نمک‌پاش‌مان مربا و
در شکرپاش‌مان نمک داری�
بیخودی نیست آخر هر تر�
یک سبد نمره‌های تک داریم