مزرعه سرسبز دلت را به من بسپار
تا توش گندم بکاری�
فیفتی فیفتی
@Mohammadgholami20 · ۱۰۹ امتیاز
★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)
مزرعه سرسبز دلت را به من بسپار
تا توش گندم بکاری�
فیفتی فیفتی
گويند(می)نميشود از راه گوش خورد
من (ياحسين)میشنوم مست میشوم؛
بر سینه ی من نوشته بین الحرمین
نصف قلبم با ابالفضل نصف دیگر با حسین
هرجا که با کلاسه اونجا هستش
قلاده ی سگی درون دستش
بعد یه آرایش صدتا صدتا
دختر چهل کیلو میشه نود تا
ترشیده و رو دست مادر هنوز
میگه شوهر میخوام مثله "تام کروز"
شوهری می خواهم که دکتر باشه
حساب بانک سوییسش پر باشه
باید هزار تا سکه مهرم کنه
تا روی دخترخالمو کم کنه
عروسیمون بالای برج میلاد
گذشته هاشو برده انگار از یاد
دختره تا کرج نرفته تا حالا
ماه عسل می گه بریم آمریکا
از اون زمون که سادگی تموم شد
خوشی به زندگی ما حروم شد
پول زیاد حق تقدم شده
روکم کنی عادت مردم شده
دنیا دیگه عوض شده راست راسی
حرف می زنن راست و بی رودرباسی
"خونه کلنگی ها که سنگی شدن
آدما اکثرا کلنگی شدن"
کفشای جورواجور بجا ارُسّی
شومینه و شوفاژ بجای کرسی
لامپای مهتابی بجای توری
کتری های برقی بجای قوری
آخر برنامه غذایی مون نوشته
"گالینابلانکا"جای آش رشته
جوونامون بعضیا قِرتی شدن
اعتیاد اومد و زپرتی شدن
با آمپول و قرص و کراک و شیشه
هیچ کسی عاقبت به خیر نمی شه
تو قهوه خونه ها جوونِ بیجون
شب تا سحر نشسته پای قلیون
صبحا که موقعه حساب کتابه
تازه طرف تا لنگ ظهر می خوابه
بعدِ ناهار و ساعت اداری
دنبال کار می گرده از بیکاری
به هر محله مشغول سرکشی
شش نفری می رن مسافر کشی
دخترای پر از فیس و افاده
دختر از دماغ فیل افتاده
اسم شناسنامش اگه زلیخواست
با صد کرشمه می گه اسمم آیداست
در زد کسی انگار که مهمان داری�
در سفره گرسنگی فراوان داری�
امروز پدر ابر زیادی اورد
مانند همیشه شام باران داریم
هر چند که خسته ایم از این حال نیا
شرمنده اگر ندارد اشکال نیا
ما خط تمام نامه هامان کوفیست
آقای گلم زبان من لال نیا
هر چند که بیمار تو هستیم همه
دیوانه دیدار تو هستیم همه
بین خودمان بماند آقا عمریست
انگار طلب کار توهستیم همه
اهل دانشگاه�
روزگارم خوش نیست!
ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی
دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
دوستانی همچون من مشروط
و اتاقی که همین زدیکیست ، پشت ان کوه بلند
اهل دانشگاهم!!!
(ایشالله شما هم بری )
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
بی خبر بود که ما مشترک کیهانیم
امروز داشتم تو خیابون راه میرفتم ، تو فکر بودم که یه سوژه خوب برای 4جوک پیدا کنم یهو پام گیر کرد به زمین با سر رفتم تو باقالیا...!!!!
خلاصه مضحکه خاص و عام شدم .
حالا شما لایک نمیکنی ، نکن .
آقا جان اگه مثل اشک توی چشمام باشی واسه موندت دیگه هیچوقت گریه نمیکنم
نادانان و کوتاه فکران شیعه ما را آزار میدهند و همچنین کسی که بال پشه از دینداری او برتر و محکمتر است.
حضرت مهدی (عج)
مهی که راز جمالش هنوز سر بسته است / به غارت دل سوداعیان کمر بسته است
به یازده خم می، گرچه نرسد دست ما / بده پیاله که یک خم هنوز سر بسته است
این که خوابیده است اینجا آدمی جوگیر بود
ظاهرش جیغ و صدایش عینهو آژیر بود
از همان وقت تولد داخل گهواره اش
دایماً دلواپس آمار مرگ و میر بود
این اواخر دستش آمد تازه دنیا دست کیست
سعی کرد آدم شود البته دیگر دیر بود
شعرهایش گرچه از ذوق و لطافت بهره داشت
غُر غُر و زخم زبانش بدتر از شمشیر بود
سالها جان کند تا چیزی شود اما نشد
کوشش وسعی و تلاشش در خور تقدیر بود!
خوابگاهی عجیب و تک داری�
در بدنسازیاش خرک داری�
پولدار و فقیر یکسانند
از همه قشر و هر دهک داری�
روز و شب در تلاش بیوقفه
کشت تدریجیِ کپک داری�
تا مگر ظرفها تمیز شود
مته، سمباده، کاردک داری�
در نمکپاشمان مربا و
در شکرپاشمان نمک داری�
بیخودی نیست آخر هر تر�
یک سبد نمرههای تک داریم
حضرت قائم شباهتی با حضرت یوسف دارد ،
سرگردانی و غیبت
امام محمد باقر علیه السلا�
بترسید ، بترسید به خدا سوگند که گاه چنان گناه را می پوشاند که پنداری ان را بخشیده است
امام علی (علیه السلام)