جک نیکلسون، توی این دنیا هیچ کس هیچی بهت نمیده تو هر چی میخوای باید خودت اونو بدست بیاری
رفتگان. کارگردان، مارتین اسکورسیزی
@1874 · ۶۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۶ رأی)
جک نیکلسون، توی این دنیا هیچ کس هیچی بهت نمیده تو هر چی میخوای باید خودت اونو بدست بیاری
رفتگان. کارگردان، مارتین اسکورسیزی
کریستین بیل، تو دزدی های زیادی کردی و ادمای زیادی رو با بی رحمی کشتی با این همه قتل شبا چی باعث میشه خوابت نبره?
جانی دپ بعد از کمی فکر، یه فنجون قهوه
دشمن ملت
تو خیابون از دختره میپرسم بی ار تی آزادی همین جاست؟ برگشته میگه خانوم من خودم نمیدونم اینجا چیکار میکنم....... حالااااا همه با هم ا من یجیب......
دخترک شبی رو کرد به اسمان و به ماه گفت چرا دوست پسرم یک گل رز را که یک روز برایش زنده است و بعد پژمرده میشود دوست دارد ولی من را که هر روز برایش میمیرم و زنده میشوم دوست ندارد ماه جواب داد............. خفه بابا من الان تو فکر اینم چند روز دیگه عید فطره همه میخوان منو ببینن موندم چی بپوشم...
دقت کردین بعضی از آهنگا رو فقط باید تو ماشین گوش داد یعنی لامصب هیچ رقمه تو خونه یا جای دیگه حال نمیده فقط واسه تو ماشینن
سلااااااااااا�
یه بار که مودمم خراب شده بود زنگ زدم پشتیبانیش لامصبو درست کنم خیر سرم. خلاااااااصه دیدم این کارا که این داره میگه بکنم پشت تلفن نمیشه انجام داد بدون اینکه به یارو بگم داشتم مینوشتم کاراشو که بعدا خودم انجام بدم کههههههه طرف برگشت گفت : خب الان یه صفحه باز شد بخونید واسم من: یا جد گودزیلااااااا مگه قرار بود من چیزی بگم اصن.... هیچی دیگه منم نه گذاشتیم نه ورداشتم گفتم من انگلیسی بلد نیستم ( 18 سالمه هااااا) بدبخ که دهنش کف کرده بود گف یعنی واقعا یه کلمه نمیتونین بخونین؟ من:نه .بعد دو دقیقه سکوت برگش گفت کاری از دست من بر نمیاد شمام که.... ببخشید من پررو: خواهش میکنم اشکالی نداره حالا....خخخخخ
بعله......... پنجشنبه ایی که کنکور دادم اومدم خونه به مامانم میگم مامان یه کارتون بده این کتابارو از کتابخونه جمع کنم دیگه جلو چشمم نباشه برگشته میگه حالا بذار باشه....من: چرا؟؟؟؟؟؟ مامانم:زوده الان.... من: نه بگو دیگه مادر گرام: حالا شاید سال بعد دوباره بخوای بابامم درحالی پوزخندی بر لب داشت گفت راست میگه مادرت. خربزه میخوری؟ هیچی دیگه الان 30 خرداده مامانم هنوز داره مقاومت میکنه..... و در آخر به امید موفقیت همه کنکوریای عزیز فورجک
اول کتاب تستمون نوشته تقدیم به دانش اموزانی که دغدغه کنکور نیمه های شب انهارا از خواب بیدار میکند.....................والا اون دغدغه ایی که نیمه های شب منو از خواب بیدار میکنه دغدغه دست به اب رفتنه ........تازه دغدغش موقعی بیشترمیشه که با خودم کلنجار میرم که آیا من تو این تاریکی برم دستشویی یا نه؟؟؟؟؟؟ تازه سر راهم به در و دیوار میخوریم سیاه وکبود مشیم برقم روشن میکنیم که فحش میخوریم...... بللللللللله این یعنی دغدغه داداش من..........
زن داداشم تعریف میکنه میگه: چند تا دختر داشتن جلو در خونشون بازی میکردن (طاها) گودزیلاشونم رفته تو پارکینگ شیلنگ ورداشته وقتی حواسشون نبوده رفته خیسشون کرده گفته دیگه نبینم جلو در خونه ما بازی کنین برین خونه هاتون زن داداشمم خواسته به رو خودش نیاره چندتا از مامانا اومدن در خونه شکایت............. دیگه شما از یه گودزیلا چه انتظاری دارید وقتی عمش تو مدرسه میرفته رو میز میرقصیده بچه هام واسش دست میزدن والاااااااااااااااا............... بعلله یه هم چین فک و فامیله پر افتخاری هستیم :|
من نه تنها خوشگلو تو دل برو نیستم ولی در عوض با نمک و دوست داشتنیم نیستم .............یعنی خاک تو سرم
آقا یه بار امتحان جغرافی داشتیم هیچ کس هیچی نخونده بود دیگه تصمیم گرفتیم یه روز دیگه امتحان بدیم خلاصه با کلی التماس امتحانو انداختیم یه روز دیگه کلاس رو هوا بود از خوشحالی که یهو........ یکی از بچه ها پا شد گفت من میخوام امروز امتحان بدم هیچی دیگه در حالی که داشت میرفت امتحان بده با یک هوووووووووووو بلند بدرقش کردیم. معلممون درو که بست یه چشمک زد گفت بذارید دلش خوش باشه من نمره امروزشو حساب نمیکنم باید چهارشنبه امتحان بده تااااازه وسط امتحانش سوال داشت جوابشو نداد گف باس خودت بنویسی کیا اعتقاد دارن معلم ینی این...
تا حالا دقت کردین اول همه عروسیا مهمونا دو نفری با هم میرقصن و همه چیز از نظم کامل برخورداره اما همین که وسطای مجلس اهنگ بندری بذارن ملت از خود بیخود شده پس از شنیدن اهنگ یهو میان وسط نمیدونی با کی باس برقصی حالا اون وسط شاد باشم بریزن حتی بعضی صاب مجلسا به دلیل اینکه سخت مشغول رقصیدنید پولو میچپونن تو دهنت که....... اصن یه وضع درب و داغونی میشه دیگه خودتون میدونید
لا مصب یه بار نشد تو قابلمه غذا بخورم مامانم هی بهم نگه قاشقو نزن ته قابلمه...... اصن کوفت ادم میکنن. مامان شمام اینجوریه؟؟؟؟؟
تو خونه ما که مجله همون روز اول سالمه...... چون روز بعد عکساش یا توسط من کنده مشه یا مامانم روش شماره تلفن عذرا خانوم و آدرس آرایشگاه رو مینویسه تو خونه شما رو نمیدونم
زندگی زیباست...... البته بستگی داره چقدر خودتو به خریت بزنی
رفتم کفش بگیرم زنه میگه تایلندیه خریدم اومدم بیرون دیدم روش نوشته made in china رفتم به اون یکی فروشنده به طعنه میگم محصول مشترک چین و تایلنده؟؟؟ برگشته خیلی جدی میگه این که امریکایه. یعنی دچار از خود بیگانگی فرهنگی شدم..... الان من اینو بپوشم یا نپوشم؟؟؟؟؟
اقا ما یه دوست داریم هر وقت بخواد میتونه گریه کنه بععله... یه روز امتحان زبان داشتیم این نخونده بود اکیپی یه نقشه خبیثانه کشیدیم این امتحانه نده عاقا با حالت گریان و ناراحت رفت پیش معلم گریه کنان گفت: دیشب بابا بزرگم سکته کرد رفتیم بیمارستان نتونس.....
معلم ماهم با یه چهره متاثر گفت ایشالا حالش خوب میشه گریه نکن بعدا امتحان بده......
و اما معلم نفهمید ما چرا داشتیم پرده کلاس و میز و موزاییک گاز میزدیم خدا از تقصیراتمون بگذره :)))
هروقت تو اتاقم سخت مشغول درس خوندنم صدای پای مامانم رو میشنوم که داره میاد سمت اتاقم منم هر بار دلمو صابون میزنم که الان یه عالمه تنقلات میاره واسم خدا امیدتو نا امید نکنه اما هر بار که در وا میشه لباسام رو که شسته میاره میزاره تو کمدم یه نگاه تحقیر آمیزم میندازه بهم و در کمدو محکم می بنده میره ....... خدا وکیلی فک و فامیله داریم؟؟؟؟؟
اعتراف میکنم بزگتریم شکست عشقیم اینه که یه روز مجبور بشم لب تابم رو بفروشم.....
آغا با آسفالت یکی شم اگه دروغ بگم.... گودزیلای فامیلمون به بابا بزرگش گفته داری پیر میشی بابایی.... اونم گفته اره بابا جون من دیگه زود میمیرم . اونم نه گذاشته نه ورداشته گفته حالا نمیر بذار هر وقت من ازدواج کردم بمیر........ این طوری که پیش میره وقتی یه دهه هشتادی وارد میشه باید ما دهه هفتادیا و دهه شصتیا به پاس احترام به پاشون بلند شیم......فک و فامیله داریم ما نه خدایی؟؟؟؟