n
neghabe khande
۱۲ سال پیش
حکایت رفتن ماه رمضون و اومدن عید فطر مثل اینکه مادرشوهرت از ساختمون 4طبقه بیفته رو ماشین آخرین مدلت نمی دونی باید از خوشحالی بخندی یا از ناراحتی زار بزنی!!
@رضوانی · ۰ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
حکایت رفتن ماه رمضون و اومدن عید فطر مثل اینکه مادرشوهرت از ساختمون 4طبقه بیفته رو ماشین آخرین مدلت نمی دونی باید از خوشحالی بخندی یا از ناراحتی زار بزنی!!
اعتراف می کنم من وقتی اول راهنمایی قرار بود خودم تنهایی از بسطام برم شاهرود مدرسه چون خیلی از خیابون رد شدن می ترسیدم 1 بار به 1خانوم گفتم ببخشید میشه کمکم کنید من برم اون طرف خیابون؟؟؟؟؟؟!!!طرف برگشت به پاهام نگاه کرد فکرد من من یا فلجم یا مشکل دارم!!!!
آقاا خیلی شخصیتم زیر سوال!!