m

marzi

@marziiiii · ۴۰ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

م
مرضی بلا ۱۲ سال پیش
جوک

دیشب خونه ی مامان بزرگم بودیم.
یهو بنده خدا مامان بزرگم سرش گیج رفت و حالت تهوع بهش دست داد و نقش زمین شد.
گودزیلای خالم که 5 سالشه با خوشحالی میگه : آآآآخ جووون مامان بزرگ میخوای واسمون نی نی بیاری؟!!!!!
اوضاع مامان بزرگم ــــــــــ/__/------/-------///----------______
حضار گرامی :ZZZZZZZ
پدر بزرگ مرحومم ^@@^

م
مرضی بلا ۱۲ سال پیش
جوک

یه روز توی دستشویی از آفتابه یه غول دراومد و گفت چی میخوای که سریع واست برآورده کنم؟
منم سریع گفتم : یه خونه ی خیلی بزرگ
یه کم مکث کرد و گفت : عاخه عوضی من اگه خونه داشتم که توی آفتابه زندگی نمیکرد�
من :(
غوله ^00^
اسماعیل فلاح,خبرنگار اعزامی واحد مرکزی خبر :))))))))

م
مرضی خاتون ۱۲ سال پیش
جوک

وااااای پریشب یه مهمونی دعوت بودیم,من خیر سرم حس کودک دوستیم گل کرد و بچه ی یکی از اقوامو بغل کردم.
دو دقیقه بعد یکی از این گودزیلاها که متولد 86 هستش اومد گفت: این بچه ی کیه؟
منم غافل از اینکه این گودزیلای دهه هشتادیه با پوزخند گفتم: عزیزم بچه ی خودمه دیگه
زد زیر خنده گفت : زرت و پرت نکن بابا آخه تو شوهرت کجا بوووود؟‍!
نتیجه ی اخلاقی : تا از سال تولد کسی مطمئن نشدید هرگز سر شوخی رو باهاش باز نکنید,دهه هشتادیا همه جا در کمین هستند :|