از حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره خوشى دنيا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زيادى دوستان.
@*arezoo* · ۱۸ امتیاز
★☆☆☆☆ ۱ از ۵ (۱ رأی)
از حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره خوشى دنيا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زيادى دوستان.
ازامام رضانقل شده است که:
مؤمن، مؤمن واقعى نيست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پيامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است.
بسلامتی پسرخالم که 12سالشه وشیرین عقله ولی هروقت ازسرسفره ی غذاپامیشه میگه خدایاشکرت....!کاری که یه پسربچه ی سالم نمیکنه:))))
دیشب خواستم برای دلم فال بگیرم وقتی فالنامه رابازکردم چشمم به شعری افتاد که اصلا ربطی به دل من نداشت تازه فهمیدم که دلم مال خودم نیست
وفایعنی محبت پیشه کردن/چونیلوفربه باغی ریشه کردن
وفایعنیچوکوچ شاپرک ها/چومجنون بی لیلی گریه کردن
زمانی که متولدشدم یکی توگوشم گفت:تاآخرعمرباتوهستم.
خندیدم وگفتم:توکی هستی؟گفت:غم وتنهایی
من ازتونشانی ندارم امانشانی خودرابرای تومیفرست�
درعصرهای انتظاربه حوالی بی کسی قدم بگذار
خیابان غربت راپیداکن کناربید مجنون خزان زده درکلبه رابازکن
وبه کناربغض خیس پنجره بروحریر غمش راکناربزن....
....آنگاه مراخواهی یافت....
اگرمیدونستی قطره ی باران هنگام دورشدن ابرچه حسی داره
اگرمیدونستی یک بندروقت رفتن کشتی هاچه دلتنگ میشه
اگرمیدونستی درخت کاج موقع پرکشیدن پرنده چه غمگین میشه
اگرمیدونستی رفتنت چه اتیشی به جونم میزنه این جوری راحت نمیگفتی
...خداحافظ...
برگرد....
اینجا...من ویادم فقط تورامیخوهند...
فقط برگردتادنیایم رابپایت بریز�
فقط برگرد...
کیایادشونه بچه که بودن باسرنگ میوفتادن به بخت مورچه هاوخیسشون میکردن؟!فکرکنم همه ی دهه هفتادیا اینکاروکردن یبار!!!
بعله ما هم همچین گودزیلاهای قاتلی بودیم پس چی:))))))))
دقت کردین وقتی جوراب میپوشیم بعدمدتی هیچ جاش پاره نمیشه ولی اون انگشت شست پا پاره میشه!اصن لامصب انگارانگشتمون دندون داره جورابومیجوه!!
اعتراف میکنم من بدون هیچ ترسی بطری آب روسرمیکشم تازه مامانم برام ی بطری جداگانه خریده که راحت ترباشم!
بعله یه همچین مادرخوبی دارم من!! :))))
اهای خدامن جامنده ام...!
جامانده ام از اتوبوسی که مقصدش خوشبختی بود...
خداونداصدایم رامیشنوی؟!
من دیگرتحمل زندگی کردن را ندارم...
بسلامتی پدر که هیچوقت محبت پدریشو ازمون دریغ نکرد
بسلامتی مادر که همیشه ودرهمه حال غصه دارمون بود وهمیشه بخاطرغصه هامون گریه کرد
ایشالا که همیشه سالم وتندرست باشن:)
درمخفیگاه ذهنمان کسی که دوستش داریم میماند حتی در دوری وجدایی.
ازگدایی پرسیدند:بدبخت ترازتوکسی هست؟خندیدوگفت:آری..عاشقی که به عشقش نرسد!
حس بودنت قشنگترین حس دنیاست.
توکه باشی...
هرروز را...ن!
هرثانیه را...عشق است.
وقتی مادرم کودکی ام رازیرچادرسیاهش قایم میکردشایدنمیدانست که...؟؟؟زمانی جوانی ام راسیاهترازچادرمشکی اش خواهدکرد.
گاه نمیدانم چه پیامی رابهانه کنم تاازحال آنکه جانم بااوست آگاه شوم...اینبارکه دلتنگی رابهانه کردم...فرداراچه کنم؟؟؟
بزرگترکه میشوی..غصه هایت زودترازخودت قدمیکشند!
لبخندهایت رادرآلبوم کودکیت جا میگذاری
ناخواسته وارددنیای لبخندهای مصنوعی میشوی.
شاید بزرگ شدن..آن اتفاقی نبود که انتظارش راداشتیم...