اغا دیشب اومدم فداکاری کنم پشه ی توی اتاق گودزیلامون رو بکشم بعد انجام جنایت پشه کش رو از دستم گرفت گفت زانو بزن:oمنم ترسیدم که تفکرات شومی توی کلشه زانو زدم پشه کش رو گذاشت(گزاشت گضاشت گظاشت)رو شونم گفت من تو رو به یک شوالیه ی پشه کش تبدیل میکن�
:|:|:|