نبودنت امیدم را باور کرد
خزان بی برگ تر
زمستان سوزناک تر
و چشمان من، غمگین تر......
ای کاش.......
کمی می ماندی
من دیگر هیچ ندارم :( ◙ امضا: 152 ◙
@aseman152 · ۱ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
نبودنت امیدم را باور کرد
خزان بی برگ تر
زمستان سوزناک تر
و چشمان من، غمگین تر......
ای کاش.......
کمی می ماندی
من دیگر هیچ ندارم :( ◙ امضا: 152 ◙
انگشتت فقط جای یک حلقه" دارد
دلت را
دست به دست می کنی
برای چه!!!؟؟؟؟
ببند در آن دلت را
که بر روی همه باز است
یخ کردم..................
بهشت هم خشکسالیست!!
این را دیشب از ترکهای کف پای مادرم فمیدم.......
شبهاي دراز بي عبادت چه كنم؟
طبعم به گناه كرده عادت چه كنم ؟
گویند کریم است و گنه می بخشد…
گیرم که ببخشد زخجالت چه کنم ؟
التماس دعا...
دیر آمدی...
کمی تغییر کرده ام ...
برای شناختنم عکسم را مچاله کن!!!
امضا:152
حالم را ببین!!!
مانند لیوان ترک بسته ای" شده ام که تحمل یک قطره دیگر را ندارد
بس است"
این بار دیگر میشکنم...
امضا:152