گاهی نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال عزیزانم آگه شوم؟!
امروز که دلتنگی را بهانه کردم اما فردا را چه کنم؟!
@poonehsan · ۸ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
گاهی نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال عزیزانم آگه شوم؟!
امروز که دلتنگی را بهانه کردم اما فردا را چه کنم؟!
غضنفر به مادرش میگه: ننه من وقت زنم شده میری برام خواستگاری دختر سکینه خانوم؟
ننش میگه:نه نمیشه به دختر اون شیر دادم شماها باهم خواهر برادرین....
میگه خوب عیب نداره برو خواستگاری دختر عفت خانوم همسایه بغلی...!
بازم ننش میگه:نه نمیشه به اونم شیر دادم...!!!!!!!!!
خلاصه غضنفر عصبانی میشه میگه: من نمیدونم تو ننه منی یا گاو محله؟؟؟!!!
ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبور�
بگذار به بالای بلند تو ببال�
کز تیره نیلوفرم و تشنه نورم....
سر کلاص صرف نشسته بودیم.البته صرف غذا نه!!! صرف عربی.استاد از یکی از پسرای کلاس خواست که تمرینها رو جواب بده.پسره هم یک «چشم استاد» جانانی گفت و خواست درس رو بخونه.اول تمرین نوشته شده بود التمرین 5 که به عربی التمرین الخامس خونده میشه در حالی که یک دفعه همکلاسی ما با صدایی بلند و رسا گفت التمرین الپنج...!!! نمیدونم چی شد ولی فقط همین قدر میگم که کل کلاس منفجر شد.اخه جالب اینجاست که عربها اصلا حرف «پ» رو ندارن و این مساله سوتی همکلاسی مارو گنده تر کرده بود.
ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی
آتش به شب تار زدی خسته نباشی
ای غصه دمت گرم که در لحظه شادی
با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی
(از طرف تندیس تنهایی)
<p>
مقداری طناب در خانه هست می ایی تا باهم طناب بازی کنیم یا گره اش بزنم بر سقف؟</p>
<p>
دلم تنگ است و این شبها یقین دارم که میدانی
نوای غربت غم را از احساسم تو میخوانی
شدم از رنج و تنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو میدانی
میان برزخ عشقت پریشان وگرفتار�
چرا ای مرکب عشقم چنین اهسته میرانی؟</p>
<p>
دیشب کلی انتظار کشیدم نیومدی
کلی التماس کردم نیومدی
میترسم اخر اشکمو دربیاری بازم نیای
.
.
.
.
.
.
چه بد دردیه این یبوست!!!</p>