اعتراف میکنم یه سری چهارم دبستان تو امتحان جغرافی یه سوال بود:
شهر های شمالی ایران را نام ببرید
منم نوشتم: بستگی داره از کدوم ور نگاش کنیم!!!
@juju400 · ۷۰ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
اعتراف میکنم یه سری چهارم دبستان تو امتحان جغرافی یه سوال بود:
شهر های شمالی ایران را نام ببرید
منم نوشتم: بستگی داره از کدوم ور نگاش کنیم!!!
خسته از هر چی که بود،خسته از هر چی که هست
راه میافتم که برم،مثل هر شب مست مست
باز دلم مثل همیشه خالیه،باز دلم گریه تنهایی میخواد
بر میگردم تا ببینم کسی نیست،می بینم غم داره دنبالم میاد
می بینم غم داره دنبالم میاد،مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه
مستی ام درد منو دیگه دوا نمیکنه،غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
منو رها نمیکنه ، منو رها نمیکنه
مستیم درد منو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده منو رها نمیکنه.....
از وقتی با 4جوک اشنا شدم همش فک میکنم ادما 3 دستن
1.شکست عشقی خوردن
2.فانتزیشون اینه که پستشون 10000000 تا لایک بخوره
3.یه گودزیلا تو خونشون دارن
یه ضرب المثل فرانسوی هست که میگه: پول در خوشحالی تاثیر نمیگذارد
آهای بعضیا همه چیز پول نیست
من ازت خاطره دار�
چه جوری یادت بیار�
ما روزای خوبی داشتی�
همشون و جا گذاشتی�
چند روزه میشه که رفتی
اما انگاری یه ساله
ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ.ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻄﺎﺭ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺪ.ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮﺩ. ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ5ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ،ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻗﻄﺎﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﭼﮑﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ.ﺁﺏ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﭼﮑﯿﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﻭﺍﯼ ﭘﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ...
عشق در نظر بعضیا یعنی تیپ یعنی قیافه یعنی طرف شولداره یعنی اوووه ماشینشو
عشق یعنی سربازی که به خاطر چیدن یه گل زیبا واسه عشقش بره تو منطقه خطرناک و یه پاشو با یه مین پاک سازی نشده از دست بده.. عشقش دگ نخوادش ولی بازم دیوانه وار عاشق باشه...
عشق خوشگل بودن نیست...
نمیدونم این چه حکمتیه که هر کس یه زبون جدید یاد میگیره
همه میریزن سرش که دوست دارمش چی میشه؟؟؟!!!!
اعتراف میکنم مادر و پدر من هنووووز که هنووزه فرق صدای من و داداشمو از پشت تلفن متوجه نمیشن !
دلم تنگ شده واسه دعا هایی که میکردیم تا زنگ ورزش بارون نیاد
دلم تنگ شده واسه دست انداختن معلما
دلم تنگ شده واسه لذت تقلب سر امتحان عرربی
دلم تنگ شده واسه نوشتن رو دسته صندلیا
دلم تنگ شده واسه فرار از دست ناظما
دلم تنگ شده واسه اجازه واسه دسشویی رفتنای الکی
دلم تنگ شده واسه مـــَــــدرســهـ
یه وقتایی هست که دلت میخواد یکی باشه که تو بغلش گریه کنی
یه وقتایی دلت میخواد حس کنی یکی پشتته
که یکی هواتو داره
این یه نفر نباید کسی باشه جز پدر جز مادر.....
به افتخار همه ی مادر و پدرا
دختر که باشی حتی با یه الو که پشت تلفن بگی یه لشکر پسر برات میمیرن..
به سلامتی همه دخترا
دخترا لایکارو بترکونین
اعتراف میکنم بچه که بودم (6سال) یه پسر دایی داشتم هم سن من بود من و اونو دختر داییم (یه سال از ما کوچیک تر) داشتیم بازی میکردیم.مادر بزرگم تو خونش یه لوسترایی داشت که ازشون یه چیزایی اویزون بود!!!!!!! این پسر خاله ی مام شرررررررر اومد به ما گفت:
"بچه ها اینا الماسن اگه اینا رو بکنین بفروشین پولدار میشین"
مام ساده لوح اویزون شدیم از لوستر به قصد پولدار شدن!!!
قشنگ یادمه وقتی لوستر افتاد و شکست چقدر همه دعوامون کردن...
پسر دایی بود ما داشتیم؟؟؟؟
دلهره اور ترین و ترسناک ترین موسیقی تاریخ موسیقی ایران:
باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازیای راه مدرسه!!!!!!
من همین الان که کامپیوترو روشن کردم با ابز شدن گوگل هنگ کردم...
این چرا این ریختی بود؟ وسطش دو تا گربه داشت.
فقط واسه من این طوریه یا واس شماهم هست عایا؟؟؟؟
به نظرتون نسل برادر غیرتی منقرض شده؟
این پست مخصوص کساییه که جوابشون مثبته...
چن روز پیش داشتم موهای برادرمو شونه میکردم (8 سالشه محض اطلاع) یه دفه برگشت گفت: آبجی؟؟ تو بزرگ شدی میخوای ابروهاتو کوتا کنی؟ :(((((
منم هنگ کردم و جواب دادم: نمیدونم شاید...
چشمتون روز بد نبینه همچین ریخت سرم داد زد که به غلط کردن افتادم!!!
بک.ب لایک. به افتخار داداشای غیرتی....
بدترین روشی که یه پسر میتونه باهاش شکست عشقی بخوره اینه که مخاطبش بهش بگه:
شارژم داره تموم میشه شارژ داری؟
:دی
تا حالا دقت کردین که تو این سریالای ماه رمضون تا 29 ام هر چی بدبختی و فلاکت هست سر شخصیتای بدبخت میاد
درست روز قبل عید فطر یهوو همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه
همه با هم ازدواج میکنن و وضع همه خوب میشه!!!
اعتراف میکنم عاشق شدم...
عاقا هر شب تو تبلیغای وسط مادرانه یه تبلیغ آ ب ث می ذاره...
اخر اون تبلیغ یه پسره ی ناز دستاشو میشوره
من جدیدا عاشق اون شدم بس که این بشر ناناسه
خواهشا اگه کسی اسمشو میدونه اطلاع رسانی کنه..
:((((((((