اعتراف میکنم کودک که بود�
میرفتم تواتاقم میشستم شیطان را نصیحت میکرد�
میگفتم اخه توکه اخرسرمیمیری پس بیابرو توبه کن هم ماراحتیم
هم تو و.......کلا نیم ساعتی باهاش حرف میزد�
بعدبه نتیجه نمیرسیدم اتاق رو ترک میکردم تابشینه فکراشوبکنه
مدیونین فکرکنین مقطع راهنمایی بود�
:))