ن

نسیم

@نسیم رویگر نقده · -۶ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

n
n.r*** ۱۳ سال پیش
پیام

داستان کاملا واقعیه به مرگ خودم.
یه روز عموم تازه دندون مصنوعی گذاشته بود و دندون مصنوعی تو دهنش لق بود و هنوز بهش عادت نکرده بود با اون وضعش پا میشه با دوچرخه میره مدرسه پسرش تا بیارتش خونه.عموم میگه موقع برگشتن توسرازیری عطسم گرفت و دندون از دهنم افتاد.دندونم قل میخورد و میرفت اقا حالا من بدو دندون بدو میگفت مگه بهش میرسیدم پسرشم چون وسواسیه میگفته من نمیرم دنبال دندونات کثیفه.
وقتی این خاطره رو تعریف میکرد اگه دستم رو میبرین نمیفهمیدم داشتم فرش گاز میگرفتم

n
n.r*** ۱۳ سال پیش
پیام

اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که میخندونمت ولی میتونم باهات گریه کنم یااگه یه روز نخواستی به حرفای کسی گوش بدی خبرم کن قول نمیدم آرومت کنم ولی میتونم مثل توساکت باشم یااگه یه روز خواستی در بری حتماخبرم کن قول نمیدم که ازت بخوام وایستی اما میتونم باهات هرجابگی بیا.امااگه یه روز سراغم روگرفتی خبری نشد بیخیال شو چون شایداونوقت دیگه من بهت احتیاجی ندارم اگه اونوقتم رفتی و برنگشتی دیگه قول نمیدم منتظرت بمونم ازت میخوام وقت برگشتن یه شاخه رز سرخ سرقبرم بزاری.