m

mahtab

@mahtab2013 · ۵۱ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۴ رأی)

M
M@!-!T@B ۱۳ سال پیش
پیام

من کوچه های قدیم را گرم و باریک،و دلها را به هم نرم و نزدیک دیدم اما امروز بزرگراه هارا پهن و سرد،و دلهارا تنگ و پردرد میبینم...من هرچه را ک دیدم از دست میرود گفتم بگذار برود...چیزی ک ب التماس آلوده باشد نمیخواهم...هرچه باشد...حتی زندگی...

M
M@!-!T@B ۱۳ سال پیش
جوک

ادامه تغییرات کتاب اول دبستان:
کوکب خانوم رفته یه ماکروفر خریده و دیگه حوصله مهمونداری نداره/کبری هم موهاش رو مش کرده و تصمیم داره دماغشو عمل کنه/روباه و کلاغ دستشون تو ی کاسست/حسنک گوسفنداش رو فروخته و با پولش مسافرکشی میکنه/آرش کمانگیر معتاد شده و دیگه نمیتونه سنگ هم نمیتونه پرتاب کنه/شرین،خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوس پسرش رفته اسکی/رستم و اسفندیار اسباشونو فروختن موتور خریدن میرن کیف قاپی/پتروس از بس با دوس دختراش چت کرده دستش درد میکنه و دیگه نمیتونه انگشتشو بکنه تو سوراخ سد/خانواده آقای هاشمی بنزین ندارن برن مسافرت درضمن دلخوشی هم برای خریدن گوشت تو سفراشون ندارن چون توآخرین سفرشون چوپان دروغگو ب جای گوشت خوب برای کباب بهشون گوشت خر داده!!!!!!!!!!
بکوب لایکوووووووو

M
M@!-!T@B ۱۳ سال پیش
جوک

تغییرات کتاب اول دبستان:الفبا از ی شروع میشه/بابا دیگه آب نمیده چون اداره آب و فاضلاب آب رو قطع کرده/چوپان دروغگو بزرگ شده وکلی طرفدار داره/شنگول و منگول بزرگ شدن و گرگ شدن و مامانشونم چندروزه رفته تایلند گیساش رو ببافه/دارا و سارا هم رفتن فرانسه کبابی باز کردن!!!!!!!!!!
دهه شصت و هفتادیا کی اینارو یادشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
لایک=دمت گر�
لایک=ادامشو بذار حتما