بعد از دوماه قرنطینه رفتم آرایشگاه
تاخیر دو ماه نرفتن
عیدی
پاداش
سنوات کرونا تاسال ۱۴۰۰
سختی کار
حق العمل کرونایی
هزینه مصرف الکل یکسال
ودر پایان مهریه ننشو ازم گرفت
@shilan · ۲۰۰۰ امتیاز
★★★★☆ ۴ از ۵ (۳۸۵ رأی)
بعد از دوماه قرنطینه رفتم آرایشگاه
تاخیر دو ماه نرفتن
عیدی
پاداش
سنوات کرونا تاسال ۱۴۰۰
سختی کار
حق العمل کرونایی
هزینه مصرف الکل یکسال
ودر پایان مهریه ننشو ازم گرفت
همسایه ما ۱۵ساله پشت پیکانش نوشته
«اینچنین نبوده اینچنین نیز نخواهد ماند»
بزرگوار یه تجدید نظری بکن حالا
الان وزارت بهداشت پیامک داد بیا تلگرام شارژم تموم شده...
یعنی تو چین هیچکسی نبوده به اینکه سوپ غذا نیست اعتراض کنه؟
تا ۷ میلیارد آدم هر روز با نگرانی صبح رو شب نکنن.
با این رمز پویا یه بلایی سر ملت آوردن که یه رفیق دارم اسمش پویاست هر وقت میبینمش دوست دارم یه دل سیر کتک بزنمش.
رفتم سرم بزنم پرستار میگه یه جا بخواب نورش خوب باشه
منم فکر کردم واسه پیداکردن رگ میگه
بعدخودش با خنده ادامه داد آخه هر کی میاد کلی سلفی و عکس میگیره زیر سر�
گفتم بهتون بگم حداقل نور عکساتون خوب باشه
ایرانی کیست؟
ایرانی کسیه که از نظرش جشن گرفتن شب یلدا افت داره و به جاش کریسمس رو جشن میگیره...
یه شغل جدید پیدا کرد�
از فردا میخوام یه بلیط صندلی توی BRT بخرم بعد خودم وایسم کنارش
جامو دو برابر قیمت به هر کسی خیلی خسته بود بفروشم
نیم ساعت فوتبال ساحلی نگاه کرد�
انقدر قیچی برگردون زدن، کمر من درد گرفت
رفیقم یه کاپشن خیلی خوشگل تنش بود که یه لوگوی خیلی کوچیک منچستر یونایتد رو بازوش داشت.
بهش میگم تو مگه طرفدار سیتی نبودی؟ میگه هشتاد درصد آف بخوره، طرفدار زنیت سنت پترزبورگ هم میتونم بشم.
از نظر کسی که دندوناشو لمینت کرده حتی گرم شدن کره ی زمین هم خنده داره.
درویشی تهیدست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشارهای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند.
کریم خان گفت: این اشارههای تو برای چه بود؟
درویش گفت: نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم.
آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود؛ گفت چه میخواهی؟
درویش گفت: همین قلیان، مرا بس است.
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت.
خریدار قلیان کسی نبود جز کسی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد.
پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد.
روزگاری سپری شد. درویش جهت تشکر نزد خان رفت.
ناگه چشمش به قلیان افتاد و با دست اشارهای به کریم خان زند کرد و گفت: نه من کریمم نه تو؛ کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.
کنار این مانکن خوشتیپا دوتا مانکن گندهام بذارین
ما چاقا ببینیم لباسِ تو ویترین بهمون میاد یا نه.
تو ایران فقط من و چند نفر دیگه دماغمون رو عمل نکردیم
واسه من فروشگاههای مجازی و بوتیک هیچ فرقی نمیکنن
از هر چیزی که خوشم بیاد پولشو ندارم بخرم.
قدیما مکانی به اسم "روی تلویزیون" وجود داشت
با کسی که موقع پذیرایی چای برنمیداره ازدواج نکنین!
آدمی که از چایی بگذره از شما هم میگذره
راهنمایی که بودیم مدیر با برگه های رضایت نامه اومد سر کلاس
گفت بچه ها برای اردوی هفته دیگه این برگه رو بدید والدین تون امضا کنن و حتما فردا بیارید
نیم ساعت بعد اومد گفت:"تاریخ و زمان اردو اشتباهه،برگه ها رو تحویل بدید تا برگه های جدید رو بدم"
نصف برگه ها امضا شده بود
من اگه یه روز فرانسه هم برم
زنگ بزنم به مامانم بگم چی میخوای واست بیارم؟
میگه به دست لیوان فرانسوی اصل
دختره چشمش به قد و بازو و سیکس پک و کیف پول پسره ست
پسره هم چشمش به هیکل و خط چشم و رژ لب و پروتز های دختره
بعد ۶ ماه که کارشون به دادگاه خانواده کشید، وقتی ازشون میپرسی میگن
اخلاق نداشت
صادق نبود
خیانت کرد
خوب مگه تو دنبال اینا بودی که بخاطر نبودش طلاق میخوای؟!