از روز ازل به کائنات شور علی بود
بر روی زمین به کائنات نور علی بود
تنها هدف خلقت آدم به دو صورت
چشمان علی بود و علی بود و علی بود
جانا پر پروانه ما را بپذیر
عشق دل دیوانه ما را بپذیر
یک روز دگر مانده به پیمان غدیر
تبریک صمیمانه ما را بپذیر
@mahor · ۴۴ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
از روز ازل به کائنات شور علی بود
بر روی زمین به کائنات نور علی بود
تنها هدف خلقت آدم به دو صورت
چشمان علی بود و علی بود و علی بود
جانا پر پروانه ما را بپذیر
عشق دل دیوانه ما را بپذیر
یک روز دگر مانده به پیمان غدیر
تبریک صمیمانه ما را بپذیر
عاقد: خدا
شاهد: رسول خدا (ص)
دفتر: لوح محفوظ
مکان: عرش
عروس: کوثر
داماد: حیدر
سالروز ازدواج آسمانیشان مبارک
.
لباس یاس بر تن کرد زهرا / کنار دست او بنشست مولا
محمد خطبه خواند زهرا بلی گفت / غلط گفتم بلی نه یا علی گفت . . .
.
عشق علی امروز چه منجلی است / امروز زهرا مهمان دل علی است
دل علی، امروز عرشی تر از همیشه است / امروز علی عاشق تر از همیشه است . . .
.
روشنترین تلاقی آیینه و آب، در آوازهای روشن شهر زمزمه میشود و دو بهار، توأمان،
در فصلی گم شده در تاریخ، از راه میرسند و باهم پیوند میخورند.
سالروز ازدواج حضرت علی ع و زهرا س مبارک باد
اگرچه به شـب هاي من ، تو گريه هديه ميکني ..
آروم نميگيره دلم ، وقتي تـو گريه ميکني ..
درد اینجاست که درد را نمی شود به کسی حالی کرد
محمود دولت آبادی
وقتــــــي بـغـلـــــش كــــردم ؛
تـمــــوم تـنـــــــــــم لــــــــــرزيـــد !
نــــــــه واســـــــه خـــــــوشـــــــــــحـال ــي ....
يـا عـشـــــــــق بــــــازي !
واســــــه تــــــــرس از فـــــــــــرداي بــــــــدون اون
هيچکس نـفهميـــــد
که « زلـيخـــــــا » مــَـــــــــرد بـود . . .
ميــــداني چــــــــــــرا ؟؟؟
مـــــردانـــگي ميــخواهـــــد
مــــــــاندن پــاي عشــــــقي که
مـُـــدام تـو را پـــس ميــــزنــد . . . …
**ديدي اي حافظ که کنعان دلم بيمار شد*عاقبت با اشک غم کوه اميدم کاه شد*گفته بودي يوسف گمگشته بازآيد*ولي يوسف من تاقيامت همنشين چاه شد**
و چه زيبا گفت فروغ:
تنها صداست که ميماند...
و امان از صداي ” تو ” که ابدي شد در گوش من!
ببار بارون ببار غم دارم امشب
مثل خاک کوير طب دارم امشب
ببار بارون به جون نيمه جون�
ببار بارون که همرنگ جنون�
ببار بارون دلم ماتم گرفته
صداي خوندنم رو غم گرفته
ببار بارون که من داغونم امشب
رفيق ساقي و ميخونم امشب
ببار بارون که من ويرونم امشب
درد دارد
وقتي مـي رود
و هـمه مي گويند
دوستت نداشـت
و تو نمـي تواني ثابت کني
که هرشـب
با عاشقانـه هايش
خوابـت مي کرد...