دیروز عروسی یکی از فامیلامون بود بابام نبود ماهم با ماشینه شوهر خواهرم (با خودش و خواهرم و مامانم ) رفتی�
ادرس سالونو خواهرم داش درست میگف مامانم می گف نه باید بپرسیم .خلاصه به اصراره(ببینید با سواتم!) مامانم پرسیدیم یارو همونیو که خواهرم می گفتو گفت
خواهرم: دیدی دیدی مامان مگه من اینو نگفتم ؟!
مامانم: خوب حالا مگه چی شده ؟! نپرسیدن عیب نیس دونستن عیبه!!
من در اون لحظه :ا بعد که فهمیدم در حال گاز زدن صندلی عقب
شوهر خواهرم :) (داشت فرمونو پنهانی گاز می زد از ترس مادر زن)
خواهرم در حال گاز زدن اینه بغل
مامانمم درو باز کرد در عمود محو شد...
خواهش مندیم از دوستانی که در عمود اشنا دارید مامانمونو برگردونید سه روزه داریم فست فملت(فست فود +املت) میخوریم..