z

zeez

@zeez · ۸۵ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

z
zeez ۱۲ سال پیش
جوک

دیروز عروسی یکی از فامیلامون بود بابام نبود ماهم با ماشینه شوهر خواهرم (با خودش و خواهرم و مامانم ) رفتی�
ادرس سالونو خواهرم داش درست میگف مامانم می گف نه باید بپرسیم .خلاصه به اصراره(ببینید با سواتم!) مامانم پرسیدیم یارو همونیو که خواهرم می گفتو گفت
خواهرم: دیدی دیدی مامان مگه من اینو نگفتم ؟!
مامانم: خوب حالا مگه چی شده ؟! نپرسیدن عیب نیس دونستن عیبه!!
من در اون لحظه :ا بعد که فهمیدم در حال گاز زدن صندلی عقب
شوهر خواهرم :) (داشت فرمونو پنهانی گاز می زد از ترس مادر زن)
خواهرم در حال گاز زدن اینه بغل
مامانمم درو باز کرد در عمود محو شد...
خواهش مندیم از دوستانی که در عمود اشنا دارید مامانمونو برگردونید سه روزه داریم فست فملت(فست فود +املت) میخوریم..

z
zeez ۱۲ سال پیش
جوک

بچه که بودم خالم دوتا خرگوش داشت
یه روز یه کاسه اب گذاشته بود جلوشون تا بخورن
تو باغچه بودن واسه همین کثیف شده بودن
منم در عالم طفولیت گفتم چیکاکنم تمیز شن خالم خوشحالشه؟!
..
رفتم مایه دستشویی اشپز خونه و شامپوهای تو حموم و وایتکس مامانی مو بر داشتم ریختم تو ظرفه ابشون!!
عاغا به 2 ساعت نکشید داره فانیو وداع گفتن منم فکر می کردم چون از کثیفی به میکروب تبدیل شده بودن واسه همین مردن ...
یعنی عجب بچه یه با هوشی بودم
خالم بعد فهمیدن قضیه :ا
مامانیم به خاطره وایتکسش x(
باباییم که خرگوش دوس نداشت :)
منه گودزیلا :)))

z
zeez ۱۲ سال پیش
جوک

فانتزی من اینه یه روز بیاد :
بابام: دخترم بیا هفتگیتو بگیر
مامانم: دختره گلم باید بگیری یه میلیون که چیزی نیس
من: نه نه انقدر اصرار نکنید حسابم داره میترکه هفتگی می خوام چیکار؟
بابام : دخترم خواهش میکنم بیا بگیر
مامانم : نیای بگیری شیرمو حلالت نمی کن�
من: ای بابا نمییییییییییییی خواممممممم�
بابام : یا میگیری یا دیگه ما پامونو تو خونه نمیزاریم(پس چی ؟فکر کردید میگن تو پاتو خونه نذار؟ نه می خوام بدونم عایا اینگونه می اندیشیدید؟نچ نچ نچ نچ )
من همچنان نمیگیرم. :آ
حالا اونا هیییییی اصرار هیییییییی من لوس بازی دز میاوردم
لایک :همینه دیگه واسه همینه که اینا همش فانتزیه کلن بی جنبه ای
لایک: نچ نچ نچ (در حالی که سری به تاسف تکون میدید)
خانواده با فرهنگمون با اون یه ملیون هفتگیه با گودریلای همسایمون تو حلقتون اگه بگید من بی جنبه ام..

z
zeez ۱۳ سال پیش
جوک

دیشب پشه هه همه جای منو زده بدون هیچ گونه ویز ویز حالا دم صبح که لذت بخش ترین خوابه تاره اومده ویز ویز میکنه !!
من میگم یه سازمان حمایت از انسان های پشه زده شده بزنیم !
زود اعلام کنید.
اگه بیشتر از 500 تا لایک بخوره فردا سازمان افتتاح میشه!
اگه کم لایک بخوره همون بهتر شمارو پشه بزنه منم مشکلم رو با یه پشه بند حل می کنم !!
میل خودتونه!!!

z
zeez ۱۳ سال پیش
جوک

داشتم از کنار بابام رد میشدم یهو دیدم تو گوگل داره سر میکنه :
اهنگ های جدید بارانٍ زیادی دانلود
یعنی هنوز نمیدونه فامیلش زیادی نیست بعد زده دانلود یعنی اگه انقدر که با دقت تایپ می کرد روی من وقت گذاشته بود الان یکی از نوابغ بودم..!!
گفتم با صعود به جام جهانی این فشار تحریم های اقتصادی کمتر رو خانواده ما تاثیر می ذاره ولی بدتر شده !!

z
zeez ۱۳ سال پیش
جوک

اول صعود به جام جهانی رو تبریک می گم !!
بعد از بازی سر شام داشتیم اخبار گوش می دادیم
اخبار گو هم می گفت رییس اداره بووووق تبریک گفته رییس اینده اداره بوووووق هم تبریک گفته و جناب اقای بووووق تبریک گفته و سرکار اقای بووووق تبریک گفته و اقای بووووق تبریک گفته و ....
یهو بابام بلند شده تلفنو برداشته می گه اخ اخ من یادم رفت شماره اخبار چنده؟ می خوام تبریک بگم ..
یعنی بابایه من اعتماد به نفس رو از کجا داره ؟
من :ا
خواهرم :))))
رییس اداره بوق :(
رییس مدیریت بحران :(
رییس جمهور کشور اسکاتلند :(
تازه مامانم می گه بعدشم بده من ...

z
zeez ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
داشتیم فوتبال ایران و کره را می دیدی�
بعد کره ای ها هی خطا می کردن و....(خودتون حتما دیدید)
مامانم گفت بی شعوراااااا دیگه دونگیی نمی بینم!!!!
اصن برن دونگی رو بکشن اعدام کنن بچش بمیره
بانو جانگ همه رو بکشه امپراطور بمیره..
مامانه میهن پرسته من دارم ؟!</p>

z
zeez ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
بچه دبستانی که بودم فکر کنم دو�
مامانم خسته بود منم حوصلم سر رفته بود ..
هر کاری کردم باهام بازی کنه نشد رفت گرفت خوابید منم رفتم برچسب که تازه خریده بودم اوردم برچسبام شکلک بود مثله یاهو مسنجر..
بعد من اینارو می چسبوندن روی صورته مامانم بعد می کندم یه شکلک دیگه می زد�
بعد کم کم خسته شودم خوابم رفت
مامانم که بیدار شده بود منو صدا نکرده و رفته خرید که چیزی بخره
بعد میره تو مغازه ......
(اگه نفهمیدید : برچسبا رو صورش بوده متوجه نشده)
مامانم که نمی دونست :)
مغازه دار _o.0_
مامانم بعد که مغازه داره بهش گفته :(((
مغازه دار :)))))))))))))
من که.... :0</p>

z
zeez ۱۳ سال پیش
جوک

<p>
یه پسر خاله دارم 3 سالشه
یه روز براش یه بسته پفک بزرگ خرید�
بعد بهم هی می گفت :بخل (بخور). بخل بخل دیگه
من 1 دونه برداشتم خوردم بعد اومدم بعدی رو بردارم گفت : خیلی می خولی ها شام نمی خولی ها
بزال(بزار) بدنم بخول هول نزن
من :ا
پسر خالم :q
فامیلا :0
یونیسف :0
خالم :)))
روفتگر خیابون :)))</p>