از دروغگوی پرسیدند.!؟
تا به حال راست گفته ای؟
گفت اگر بگویم آری دروغ گفته ام...
@bmwz9 · ۸۷ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
از دروغگوی پرسیدند.!؟
تا به حال راست گفته ای؟
گفت اگر بگویم آری دروغ گفته ام...
در پنجه غم شکار بودن عشق است
بازیچه دست یار بودن عشق است
در محکمه ای که یار قاضی باشد
محکوم به طناب دار بودن عشق است
ای آنکه خبری نداری از عالم عشق
این نکته بدان که با تو بودن عشق است.
در آزادی که هزاران شکارچی در کمینند .
زنده باد قفس
تند رفته است کودکی هایمان.
با آن دوچرخه قراضه اش که همیشه خدا پنچر بود.
گرگی دست به خودکشی زد و در وصیت نامه اش نوشته بود.
پوستم را بسوزانید تا هیچ وقت شغالی در آن نقش ما را بازی نکند
که نفرین بره ای پشت سرمان باشد .
ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا!!؟
ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا!!؟
جای بنشین و بفرما بتمرگی گفتند .
ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟
تو نگفتیم و شما نشنیدیم هنوز!
ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟
دل سپردم به هر دشمن و دوست ...
دشمن و دوست پرستیم
و نگفتیم چرا؟
چه چرا ها که شنیدیم
و ندانیم چرا؟
ما همین بوده و هستیم
و نگفتیم چرا؟
بره های این حوالی گرگها را می درند.
ماهی های شهرما از کوسه ها وحشی ترند .
زاغ های بی صفت جای کبوتر می پرند .
زنده ها هم آبروی مرده ها را می برند .
خدایا مدد
جمعی بودیم هوای غم میخوردیم.
در فصل گرسنگی به سر می بردیم.
چون سیر شدیم دور گشتیم زهم.
ای کاش در آن گرسنگی میمردیم...
لیوان روی میز در انتظار یک جرعه است ..!
نه تو می آیی نه او گرم میماند...
چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است..
آدم ها می آیند ، زندگی می کنند ،
میمیرند و میروند....
اما فاجعه ی زندگی تو آن هنگام آغاز می شود که ، آدمی میرود اما نمیمیرد ، میماند و نبودنش در بودن تو چنان ته نشین می شود که تو میمیری ، در حالیکه زنده ای ......
گفت : سیگار گران شده .....
ترک میکنی ..!!؟؟؟
با خودم گفتم ...
کاش بدانی چقدر گران تمام شد تا سیگاری شدم .....
هر بار که کودکانه دست کسی را گزفتم گم شدم.ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دستی است که بی بهانه رهایم کند.