m

masoud

@bmwz9 · ۸۷ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

0
007 ۱۲ سال پیش
پیام

یه روز من و بابام رفتیم مهمونی که ای کاش نمی رفتم.
بابای من همیشه خیلی حرف میزنه همیشه هم میره رو اعصاب آدم
ملاحضه ی کسی رو هم نداره حرف حرف خودشه
نزدیک 2 ساعت تخت خودش حرف زد
بیچاره عموم امد یه خاطره بگه ،بابام صداشو برد بالا شما اصلا نذاشتید من حرف بزن�
عجب آدمی ها...!
با خودم گفتم بزار یه اس بدم بهش که دیگه پاشیم . از چهره ی عموم هم پیدا بود که دوست داره ما زودتر پاشی�
اس رسید دست بابام حساب کن گوشی شو در آورد تو جمع اس من و بلند بلند خوند پسر دوست داشتم میمردم عرق سردی نشست رو پیشونیم اه بد ضایع شد�
قبل توجه کسانی که باباهاشون پیش همه ضایع شون میکنه.
با بابا کلا جای نرین