ر

رضااحمدی پور

@فانتزی افق زاده · ۵ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ت
جوک

یه روز یه فیزیکدان، یه زیست شناس و یه شیمی دان که شنا بلد نبودن برای اولین بار میرن به اقیانوس.
فیزیک دان میگه: "من میخوام درباره فیزیک امواج تحقیق کنم." و میپره تو آب و دیگه برنمی گرده.
زیست شناس میگه: " من میرم درباره گیاهان کف اقیانوس تحقیق کنم." و اونم به سرنوشت فیزیک دان دچار میشه.
شیمی دان چند ساعتی منتظر میشه و بعد توی دفترچه گزارشش مینویسه: " 1- آب دریا فیزیکدان ها و زیست شناس ها را در خود حل می کند. ..."

ت
جوک

توي کلاس بوديم(زنگ تفريح بود).اولين باربودکه ميخواستم يکي رواذيت کنم.يکي ازدوستام کنارپنجره داشت فوتبال توحياط رونگاه ميکرد.رفتم يه پس گردني زدم.ديدم هيچي نشد.دومين پس گردني روزدم،چپ چپ نگاه کرد.سومي روکه زدم به حالتي که ميخواددنبالم کنه وايساد.منم ازترس دوييدم.ازشانس بدمن ديوارجلومن بود.بادماغ رفتم توديوار.دوستام دورم جمع شدن.همه براشون سوال شده بودکه چرامن الکي دويدم به سمت ديوار.

ت
جوک

فانتزی من اينه که افق رو زنونه مردونه کنن.هردفعه ميری افق اينورونگاه ميکنی زنهادارن صحبت ميکنن باموضوع چرا4jokسازمان حمايت اززنان نداره(چه موضوع مسخره اي)،اونورو نگاه ميکني زنهاباموضوع چرامنيژه ازافق رفت؟
راست ميگن افق داره ازچين شلوغ ترميشه.