V

Vahid

@dvallahyari · ۶۲ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

ک
کتلت ۱۳ سال پیش
جوک

ینی ایرانیها تو طراحی چراغ عقب و جلو ماشین کاری کردن که پورشه باید جلوشون لنگ بندازه .... سمند رو چراغاش رو عوض کردن در غالب (قالب) سمند ال ایکس و سورن و سال با قیمت بیشتر فروختن ... پراید(با احترام بخونید) رو چراغاش رو عوض کردن و با قیمت بیشتر در غالب سایپا 111 و 132 و 125 . 110 و 115 و اس ال و اس ایکس و دو ایکس و اینا فروختن ... 405 هم که همین بلا سرش اومده ...
من دیگه حرفی نزنم بهتره یه سر برم افق ببینم چه خبره !><!

ک
کتلت ۱۳ سال پیش
جوک

ببینم پدران محترم شمام وقتی میرسن به یه متری سرعت گیر یهو میزنن رو ترمز که عین کتلت میچسبید به شیشه ؟؟...؟؟؟ خو عزیز من هر وقت این کارو میکنی سرم میخوره به سقف دماغم تو شیشه...مگه سادیسم داری.... آخرش امروز سر این کارش یه ماشینه از پشت زد ماشینو کتلک کرد ...خو حقته تا تو باشی دیگه این کارو کنی.

V
Vahid-? ۱۳ سال پیش
جوک

یارو تا دیروز گاری میدید خر کیف میشد حالا باباش (دقت کنین بـابـاش نه خودش) با یه پول باد آورده ماشین خریده ، برگشته میگه سمندم از وقتی تاکسی شد خز شد رفت ...
آخه لامصب الآن حقت نیست این چهار تا استخونو تو صورتت خورد کنم ... نه خدا وکیلی شما بگید حقش نیست ...
رفیق هیچی نداره ما داریم ...
بعضی از آدما حقشونه تو زندگی هیچی نداشته باشن چون لیاقتشو ندارن.

V
Vahid-? ۱۳ سال پیش
جوک

تو اتاقم داشتم 4جوک چیز میخوندم و همزمان با صدای بلند با هندزفری آهنگ گوش میدادم ، دیدم یه صداهایی میاد هندزفری رو برداشتم دیدم بابام داره با صدای بلند صدام میزنه میگه بیا چایی بخور.منم با خوشالی بلند شدم سیستمو بستم رفتم دیدم هیچی نیست گفتم پس چایی کو ؟؟ میگه تو قوریه بریز بیار یکی هم برا من بیار.
من :0 خو الآن یعنی چی ؟میخواید بگید خیلی به فکر منید؟یا میخواید وانمود کنید پدر و مادر واقعیم ید. ها ... خو جواب بده ...

V
Vahid-? ۱۳ سال پیش
جوک

چند روز پیش امتحان هندسه داشتیم ، منم خوب خونده بودم سریع همرو نوشتم.همینجور نشسته بودم وقت بگذره یه دفه یه فکر شیطانی به سرم زد:
یه تیکه از چکنویس رو پاره کردم گرفتم دستم و هِی بهش نگا میکردم و اَلکی مینوشتم رو برگه.تا مراقبه منو نگا میکرد یه جور که تابلو بشه برگه رو قایم (غایم) میکردم.آخرش مراقبه خیلی بهم شک کرد اومد گفت چی دستته؟منم خودمو زدم به موش مردگی که آقا به خدا هیچی نیست و ازین حرفا ... خلاصه همه خبردار شدنو مدیر و معاون و ناظمو همه اومدم که یعععنی حساب منو برسن ، وقتی برگه رو (به زور) ازم گرفتن دیدن سفیدهههه ........یعنی اون لحظه قیافه مراقبه دیدن داشت..
مراقب : 00
مدیر : 0:
معاون : &&
ازین برنامه ها اجرا کنید خیلی حال میده !

V
Vahid-? ۱۳ سال پیش
جوک

عاغا به دادم برسید ، دیشب نزدیک بود مامانم زنگ بزنه به خانوم صادقی بگه پسر من ساعت سه نصف شب سایت شما چیکار میکنه !!؟!!
فک و فامیله داریم یعععنی !
خوبه به این ماموته نزنگید ...
الآن با گوشیم دارم از پشت بوم پست میذارم ، فرداشبم میرم از دستشویی شایدم حمام

V
Vahid-? ۱۳ سال پیش
جوک

آقا ما تو دوران راهنمایی یه همکلاسی داشتیم ، این عادت داشت در حین حرف زدن به یه جایی ور بره.از قضا ایشون میز اول مینشستن . یه روز که داشت برای معلم حرفه و فن حرف میزد (یادم نیست درباره چی بود) معلمه واستاده بود جلوی میز این یارو و این همکلاسی ماهم در حین حرف زدن به طور ناخودآگاه شروع کرد دکمه های پیراهن معلمو باز کرد و رفت بالا دوباره بست اومد پایین.خو چیکار کنه دست خودش نبود!
بچه ها که داشتن نیمکت هارو گاز میگرفتن :)))))))))
معلم 00
یارو <> (در حال حرفیدن)
نیمکت ها :)(